<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://pasokhgo90.loxblog.com</title>
<link>https://pasokhgo90.loxblog.com</link>
<description>گلچینی از مطالب دینی و پاسخ به سئوالات</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>مهمونی خدا</title>
<link>https://pasokhgo90.loxblog.com/مهمونی-خدا</link>
<guid>https://pasokhgo90.loxblog.com/مهمونی-خدا</guid>

<description><![CDATA[
سلام. تا مهمانی خدا فقط یک هفته مانده است......
بیاییم غبارهای دل را از غیر خدا پاک کنیم...
&nbsp;
خدای خوبم
تنها دریچه یی از حضور توست
&nbsp;که آرامش را معنا می بخشد
با یادت و تصور نگاهت
میتوان لبخند زد
تنها تو هستی که
من را به نوشتن وا میداری
دوستت دارم خدای مهربانم
وباز هم ماه رمضان از راه رسید
با کوله باری از طراوت
و سفره یی&nbsp; پراز نعمت
باید خود را برای این مهمانی بزرگ آماده کنیم
یعنی باید به همون اندازه برامون مهم باشه
که وقتی میخوایم بریم&nbsp;به یه مراسم رسمی
&nbsp;به خودمون می رسیم
باید تمام فکر و ذکرمون این باشه که
تو این مهمانی به چشم میزبان بیایم
و بی نصیب نباشیم از این سفره یی که پهن شده
و همه ی ما سر اون سفره جمع هستیم
وقتی ماه مبارک رمضان از راه می رسه
بوی افطاری و سحری
همه جا به مشام میرسه
اینکه فصل گرم باشه یا سرد&nbsp;مهم نیست
اینکه ۹ ساعت یا ۱۸ ساعت بدون آب و غذا باشیم&nbsp;مهم نیست
مهم اینه که&nbsp;چشمای بصیرتمون
ببینه چیزایی که دیدنیست
&nbsp;و چشم بپوشه
از چیزایی که نا دیدنیست
هر کسی سعی میکنه به نوبه ی خودش کاری بکنه
&nbsp;که صاحب این ماه پر برکت رو خوشحال کنه
و مهم اینه که هر کاری میکنیم
برای رضای خدا باشه
ومن به نوبه ی خود
ماه مبارک رمضان رو تبریک میگم
و امیدوارم هر کسی به نوبه ی خودش
و به اندازه یی که در توان دارد
از این ماه پر خیر و برکت بهره ببره
و هیشکی بی نصیب نمونه انشالله
و یادمون بمونه که
&nbsp;دعاهای ما تو این ماه عزیز
بیشتر قدرت عروج داره
و بازم یادمون بمونه که
دعا کنیم برای همه
بخصوص برای کسایی که نیازمند دعاهای ما هستند
با آرزوی شادی و سلامتی برای شما
و اینکه به برکت این ماه عزیز
همه به حاجت های دلشون برسن
با هم به میهمانی خدا می رویم
&nbsp;با این ملودی ماندگار
ربنا....]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:20:11 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مهارت های تربیتی آموزش نماز به فرزند</title>
<link>https://pasokhgo90.loxblog.com/مهارت-های-تربیتی-آموزش-نماز-به-فرزند</link>
<guid>https://pasokhgo90.loxblog.com/مهارت-های-تربیتی-آموزش-نماز-به-فرزند</guid>

<description><![CDATA[

مهارت های تربیتی آموزش نماز به فرزند
&nbsp;
دغدغه ای بزرگ:
روزی پیامبر خدا(ص) به جمعی از اطفال نگاه کردند و فرمودند: وای به حال کودکان آخر الزمان اصحاب پرسیدند ای رسول خدا اطفالی که پدر و مادرانشان مشرکند! حضرت فرمودند: نه اطفالی که پدر و مادرانشان مؤمنند ولی چیزی از واجبات دینی به فرزندانشان یاد نمی دهند؛(یعنی نسبت به آموزش مفاهیم دینی مثل نماز و روزه و حجاب بی تفاوتند و به بهانه های مختلف سهل انگاری می کنند که هنوز به سن تکلیف نرسیده! یا نباید کودک را به رنج وا داشت) و هر گاه اراده می کنند او را به عبادت تعلیم دهند (فرزند نیز چون دیگر مثل کودکی اطاعت پذیر نبوده و شروعش در سنین بعد از کودکی سخت شده یا الگوهای اطرافش اهل نماز و حجاب نیستند، به سخن والدینشان گوش نمی دهند) و حال آنكه اگر كالايي به دست بياورند، از آنان راضي و خوشحال خواهند شد. من از ايشان بيزارم و آنان نيز از من بيزارند!![1]
چگونه فرزندانمان را تشویق به خواندن نماز کنیم؟
به صورت مختصر چند روش کاربردی که والدین می&zwnj;توانند، با به کارگیری آنها اثر مثبت در نهادینه نمودن نماز در فرزند خود به جا بگذارند، توضیح داده می&zwnj;شود :
الگو دهی
بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید
&nbsp;
&nbsp;
باسمه تعالی
&nbsp;
مهارت های تربیتی آموزش نماز به فرزند
&nbsp;
دغدغه ای بزرگ:
روزی پیامبر خدا(ص) به جمعی از اطفال نگاه کردند و فرمودند: وای به حال کودکان آخر الزمان اصحاب پرسیدند ای رسول خدا اطفالی که پدر و مادرانشان مشرکند! حضرت فرمودند: نه اطفالی که پدر و مادرانشان مؤمنند ولی چیزی از واجبات دینی به فرزندانشان یاد نمی دهند؛(یعنی نسبت به آموزش مفاهیم دینی مثل نماز و روزه و حجاب بی تفاوتند و به بهانه های مختلف سهل انگاری می کنند که هنوز به سن تکلیف نرسیده! یا نباید کودک را به رنج وا داشت) و هر گاه اراده می کنند او را به عبادت تعلیم دهند (فرزند نیز چون دیگر مثل کودکی اطاعت پذیر نبوده و شروعش در سنین بعد از کودکی سخت شده یا الگوهای اطرافش اهل نماز و حجاب نیستند، به سخن والدینشان گوش نمی دهند) و حال آنكه اگر كالايي به دست بياورند، از آنان راضي و خوشحال خواهند شد. من از ايشان بيزارم و آنان نيز از من بيزارند!![1]
چگونه فرزندانمان را تشویق به خواندن نماز کنیم؟
به صورت مختصر چند روش کاربردی که والدین می&zwnj;توانند، با به کارگیری آنها اثر مثبت در نهادینه نمودن نماز در فرزند خود به جا بگذارند، توضیح داده می&zwnj;شود :
الگو دهی
از جمله روش&zwnj;های مؤثر مطرح در روانشناسی رشد، روش الگو پذیری است، اگر پدر و مادر، والدین و اولیاء قبل از اینکه بخواهند کودک را با آداب اسلامی آشنا کنند، اول خودشان به دستورات دین عمل کنند، کودک نیز با تقلید عاقلانه، عمل خواهد کرد، زیرا از سن 1 تا 7 سال کودک بدون توجه به عمل، طبق اعتمادی که فطرتاً به والدین دارد، کار آنان را تکرار می&zwnj;کند و این مساله در همه جوامع پذیرفته شده است و حتی نسبت به افراد بزرگسال نیز تاثیرگذار است.
به همین جهت بزرگان دین فرموده اند: مراحل آموزش معارف 3مقطع دارد تقلید، تحقیق و مکاشفه که در هر گام هدایت والدین، معلم و عالم نقشی حیاتی دارد.
فضاسازی معنوی
فرزندی که در خانواده&zwnj;ای لبریز از یاد و محبت خدا به دنیا می&zwnj;آید، هیچ&zwnj;گاه نیازی ندارد که آموزش ویژه برای نماز ببیند، زیرا از همان آغاز تولد در گوشش اذان و اقامه می&zwnj;گویند و او را به &laquo;صلات&raquo; و &laquo;فلاح&raquo; و &laquo;خیرالعمل&raquo; دعوت می&zwnj;کنند.
پاسخ به کنجکاوی&zwnj;های کودک
کنجکاوی کودک یک ویژگی طبیعی اوست که پاسخ آن ضمن ایجاد آرامش روحی و روانی کودک، فرصت مناسب در اختیار والدین قرار می&zwnj;دهد تا بتوانند رفتارهای مناسب و مطلوب در او به وجود آورند، بر این اساس وقتی که فرزندان از مادر در مورد مسائل اعتقادی و نماز می&zwnj;پرسند، فرصت مناسب برای ما به وجود آورده&zwnj;اند، تا بتوانیم با پاسخ&zwnj;های مناسب و یا طرح سؤالات مؤثر در او اثر تربیتی بگذاریم.
آموزش مستقیم
پدر و مادر باید این را باور کنند که همان گونه که در تامین نیازهای مادی کودک مسؤولیت دارند، در قبال تامین نیازهای معنوی نیز موظف هستند، امام باقر علیه&zwnj;السلام در یک گفتار حکیمانه مراحل تربیت معنوی فرزندان را شرح داده و چگونگی تربیت آنان را در سنین مختلف بیان می&zwnj;دارد، طبق رهنمود آن حضرت، والدین باید در سه سالگی کلمه توحید &laquo;لا اله الا الله&raquo; را به کودک یاد دهند، در چهار سالگی کلمه رسالت &laquo;محمد رسول الله&raquo; را به او بیاموزند و در پایان پنج سالگی او را آزمایش کنند، اگر راست و چپ را می&zwnj;شناسد، صورتش را به سوی قبله متوجه ساخته و به او بگویند رو به سوی قبله سجده کند، در شش سالگی اجزاء نماز، رکوع و سجده صحیح را یادش دهند تا سن او به آخر سال هفتم برسد، در آن موقع به او بگویند: دست&zwnj;ها و صورتش را بشوید و آنگاه به نماز بایستد.
حضور در مجامع و محافل نماز
مشاهدات انسان یکی از عوامل مؤثر در تربیت انسان است، قرآن در آیات متعدد انسان ها را به &laquo;دیدن&raquo; و &laquo;فکر کردن&raquo; دعوت می&zwnj;کند، بین &laquo;دیدن&raquo; و &laquo;باور کردن&raquo; رابطه مستقیم وجود دارد، باید کاری کنیم که فرزند ما با صحنه&zwnj;های گوناگون اقامه نماز و آماده شدن برای اقامه نماز مواجه شود، شرکت در نمازهای جماعت مسجد محله می&zwnj;تواند در تقویت روحیه نمازگزاردن فرزندان ما مؤثر باشد.
زیبا سازی نماز
انسان یک موجود زیبا دوست است و به دنبال زیبایی&zwnj;ها می&zwnj;رود و این ویژگی را خداوند در وجود آدمی قرار داده است، به خصوص کودک و نوجوان که بیش از بزرگسالان زیبایی&zwnj;ها را می&zwnj;بیند و دوست دارد، با ترتیب دادن یک سجاده زیبا و چادر نمازی قشنگ برای دختران، جانماز و لباس زیبا برای پسران می&zwnj;توان رغبت آنها به نماز خواندن و حضور در جمع نمازگزاران را فزونی بخشد، هرقدر والدین بتوانند زیبایی&zwnj;ها را با نماز خواندن پیوند بزنند، به همان اندازه موفق&zwnj;تر خواهند بود.
تشویق
همان گونه که قرآن انسان&zwnj;ها را به انجام اعمال پسندیده ترغیب می&zwnj;کند و از ارتکاب اعمال زشت به شدت بر حذر می&zwnj;دارد، و در مقابل خوبی ها وعده به بهشت داده است که نمونه&zwnj;ای بارز برای تشویق به عبادت است، پدر و مادر نیز با روش&zwnj;های مختلف و وعده برآورده ساختن نیازهای فرزند به اسباب بازی و رفتن به سینما، پارک شادی و ... او را به نماز تشویق کنند، البته این تشویق نباید به گونه&zwnj;ای باشد که فرزند برآورده شدن نیازها را نتیجه نماز بداند که این آسیب جدی در امر تشویق است.
چرا نماز می خوانیم؟
سعی شده با بیانی ساده و کودکانه به دلائل نماز خواندن برای کودکان بپردازیم.
آرامش دل
تا حالا شده تو خیابون یا توي پارک بچه ای را ببینید که گم شده و به دنبال مادرش می گرده و وقتي که به کمک مردم مادرش را پیدا مي&rlm;كنه در آغوش مادرش مي&rlm;پره و آرام می&rlm;شه. ما آدم&rlm;ها هم مثل کودک گمشده&rlm;ای هستیم كه در طول زندگی به دنبال کسی یا چیزی می گردیم که با آن آرامش پیدا کنیم. اون چیز نمی تواند پول، مقام، قدرت، زیبائی و....باشد، چون بعضي از آدم اينها را دارند، اما باز هم آرامش ندارند و همیشه مضطرب و نگران هستند. در قرآن کریم آمده است: آگاه باشید که دل ها با یاد خدا آرامش پیدا می&rlm;کند.[2]
تشکر از خدا
در اطراف هر کدام از ما آدم&rlm;هاي زیادی هستند که به ما محبت می&rlm;کنند، مثل بابا، مامان، معلم و خیلی&rlm;های دیگه و ما دوست داریم از آنها به خاطر محبتی که به ما می&rlm;کنند تشکر کنیم. مثل وقتي كه مي&rlm;خواهيم از خداي مهربان تشكر كنيم و نماز مي&rlm;خوانيم.
او کسی است که صدها و هزارها نعمت به ما هدیه داده و لحظه به لحظه مواظب و مراقب ماست. تمام کسانی که به ما محبت می&rlm;کنند هم، خدا به ما هدیه داده است. پس ما با نماز می&rlm;توانیم از خدای مهربان به خاطر این همه نعمت و مهربانی که به ما هدیه می&rlm;کند تنها یك کمی تشکر کنیم.
چشمه آب
وقتي که بدن ما کثیف شده است باید آن را با آب بشوئیم تا تمیز شود و آن وقت احساس خوشایندي می&rlm;کنیم، چون پاکیزه و تمیز می&rlm;شویم. روزی پیامبر مهربان اسلام رو به یارانشان کردند و گفتند: &laquo;فرض کنید در جلوی خانه&rlm;ي شما، چشمه&rlm;ای جاری است و شما هر روز پنج بار در آن خود را می&rlm;شوييد. آیا به تن شما آلودگی باقی می&rlm;ماند؟&raquo; یاران گفتند : خیر!
پیامبر دوباره گفتند: بله نمازهای پنج&rlm;گانه همین اثر را دارند. با پنج نماز در شبانه روز خداوند، بدی&rlm;ها و گناهان را از آدمی می&rlm;زداید و او را پاکیزه می&rlm;کند.
دوست داشتن واقعی
اگر ما کسی را دوست داشته باشیم دوست داريم با او حرف بزنیم. کسی که نماز می&rlm;خواند، خدا را دوست دارد و دلش می خواهد با او حرف بزند. البته نباید تند تند و با عجله با خدا صحبت کرد. باید آرام حرف زد.
انسان اگر کسی را دوست داشته باشد، عجله نمی&rlm;کند و آرام با او صحبت می&rlm;کند. بنابراین باید با آرامش نماز خواند. وقتي که شما کسی را واقعاً دوست داشته باشید آن طور رفتار می&rlm;کنید که او می&rlm;خواهد. خدای بزرگ ما را خلق کرده است و ما را خیلی زیاد دوست دارد و بسیار بسیار از ما داناتر است از ما خواسته است که به این صورت نماز بخوانیم که او می&rlm;خواهد. پس ما آن گونه رفتار می&rlm;کنیم که خدای مهربان می خواهد تا از دست ما راضی وخشنود باشد.
دغدغه بسیارى از والدین این است که آیا مى&rlm;توانند با فرزندانشان درباره موضوع پیچیده&rlm;اى چون خدا صحبت کنند؟ آیا بچه&rlm;ها را مى&rlm;توان با مفاهیمى چون خدا، پیامبر، جهان آخرت، آفرینش و هستى، تکلیف، عبادت و مانند آن آشنا کرد و درباره آنها بحث کرد؟
حرف زدن درباره خدا از این جهت حائز اهمیت است که مى&rlm;تواند بهترین راه برآوردن مهم&rlm;ترین نیازهاى کودکان باشد، و بالاخره، توجه به خدا و احساس نیاز به او، مایه آرامش روح و روان کودک مى&rlm;شود، زیرا این احساس در فطرت و نهاد انسان از کودکى قرار داده شده و طبق فرمایش پیامبر اسلام، کودک مادامى که اطرافیانش او را از پرستش خدا باز نداشته&rlm;اند، داراى فطرت خداپرستى و ایمان است.
متأسفانه با وجودى که خداشناسى براى کودکان و فرزندان یک ضرورت مهم و نقطه عطفى در زندگى آنان است، والدین از این موضوع غافلند و به ضرورت آن توجه کافى ندارند.
در این&rlm;جا به مراحل رشد روانى کودک و این که در هر مقطع چگونه باید با او درباره خدا حرف بزنیم، اشاره مى&rlm;کنیم:
1 تا 3 سالگى:
یادمان باشد که بذر ایمان از همان سال&rlm;هاى اولیه زندگى کاشته مى&rlm;شود. بنابراین خداشناسى در این سن اهمیت زیادى دارد. کودکان نوپا مى&rlm;توانند کلماتى را که از مفاهیم مقدس برخوردارند یاد بگیرند. در ابتدا، آموزش باید از کلماتى مانند: قرآن، خدا، پیامبر و امام آغاز شود. اگر بچه&rlm;ها به سادگى با این کلمات مأنوس نشوند، بعدها پایه&rlm;اى براى آموزش مفاهیم بزرگ نخواهند داشت. همچنین باید اعتقاد به عشق و محبت را در آن&rlm;ها تقویت کنید؛ این مهم&rlm;ترین چیزى است که خدا را به کودکان خردسال مى&rlm;فهماند. به آن&rlm;ها بگویید که خداوند دوستشان دارد و همواره از بچه&rlm;ها مراقبت مى&rlm;کند.
3 تا 5 سالگى:
در این مرحله این سؤال غلط است که: &laquo;چه&rlm;طور کودک را وادار کنم به خدا اعتقاد پیدا کند؟&raquo; ، چه اینکه این اعتقاد درونى به صورت اجمال، در فطرت و آفرینش او وجود دارد. پرسش صحیح این است که: &laquo;چطور به او نشان دهم که خدا در زندگى&rlm;اش حضور دارد؟&raquo; زمانى که بچه&rlm;ها در برابر شگفتى&rlm;هاى اطرافشان حیرت زده مى&rlm;شوند، از چیزى ناراحتند یا شادى ناگهانى را تجربه مى&rlm;کنند، زمینه فکرى&rlm;شان براى این مسئله آماده است و شما مى&rlm;توانید حضور خدا را با حرف زدن در این باره، به آن&rlm;ها نشان دهید. مثلاً وقتى کودک 5 ساله شما از مرگ پدر بزرگش غمگین و تعجب زده است، از شما مى&rlm;پرسد: پدر بزرگ پس از مرگ چه مى&rlm;کند؟ آیا او در بهشت است؟ او در واقع به اطمینان خاطر نیاز دارد. در پاسخ به او بگویید: تو چه فکر مى&rlm;کنى؟ او احتمالاً در پاسخ مى&rlm;گوید: پدر بزرگ الآن در بهشت در کنار فرشتگان است. شما در این هنگام نظر او را تأیید کنید. همچنین وقتى کودک در تولد فرزند جدید اظهار خوشحالى یا شگفتى مى&rlm;کند، به آسانى مى&rlm;توانید خدا را به او نشان دهید. یا هنگام خوردن غذا، براى او توضیح دهید که این غذاها از جانب خداوند است، و ما باید از او سپاسگزارى کنیم. آنگاه همگام با کودکتان، مراسم شکرگزارى را به جاى آورید.
&nbsp;6 تا 10 سالگى
کودکانى که تازه به مدرسه مى&rlm;روند، براى محک زدن نظریه&rlm;هاى دیگر، شروع به پرسش&rlm;هاى منطقى درباره خدا مى&rlm;کنند. &laquo;آیا خدا باعث مرگ مى&rlm;شود؟ آیا هر کارى انجام بدهم، خدا مى&rlm;فهمد؟&raquo; مهم آن است که والدین ضمن پاسخ دادن به این سؤالات، به کودک کمک کنند به خدا اعتقاد صحیحى پیدا کند. گاهى حوادث طبیعى مورد سؤال کودک قرار مى&rlm;گیرد، مانند: زلزله، طوفان، بیمارى، مرگ، نقص عضو و از این قبیل. اگر کودک بپرسد: &laquo;چرا این شخص نابیناست؟&raquo; یا از علت مرگ کسى بپرسد، والدین باید مواظب باشند این امور را مستقیما منتسب به خدا نکنند؛ زیرا کودک از خدا مفهوم ترسناکى در ذهن خود ترسیم مى&rlm;کند که افراد را کور یا فلج یا مریض مى&rlm;کند و حتى آن&rlm;ها را مى&rlm;کشد. در این گونه موارد، بهتر است پاسخ علمى به سؤالات داده شود و به علت&rlm;هاى طبیعى آن&rlm;ها اشاره شود.
راه دیگر براى برقرارى ارتباط شخصى بین بچه&rlm;هاى دبستانى و خدا، خواندن داستان&rlm;هاى مذهبى براى آن&rlm;هاست. آن&rlm;ها مى&rlm;توانند اساس این داستان&rlm;ها را در زندگى روزمره خود به کار گیرند؛ خصوصا اگر آن&rlm;ها را به گفتگو و طرح سؤال ترغیب کنید. داستان&rlm;هاى مذهبى را طورى انتخاب کنید که به کودکان نشان دهد که خدا در تمام طول زندگى با آن&rlm;هاست.
دوران پیش از نوجوانى:
نوجوانان کم سن و سال، هنگام گذر از دوران کودکى، دچار تغییرات شگرف جسمى و روانى مى&rlm;شوند و به سمت آزادى بیشتر حرکت مى&rlm;کنند. وقتى آن&rlm;ها وجود خدا را درک مى&rlm;کنند، او را منشاء نظم در جهان مى&rlm;بینند. به علاوه، آن&rlm;ها مى&rlm;خواهند ارتباط خدا را نه تنها با خوبى&rlm;ها، بلکه با بى&rlm;عدالتى و رنج نیز درک کنند. پس باید به آن&rlm;ها گفت: &laquo;خداوند براى ما مصیبت نمى&rlm;فرستد، بلکه به ما قدرت مى&rlm;دهد بر آن غلبه کنیم. خدا میل کمک به دیگران را در وجود ما به ودیعه گذاشته است.&raquo;
توضیحات شما هر چه باشد، آن&rlm;ها منتظرند تا ببینند آیا خودتان واقعا به آنچه مى&rlm;گویید، معتقدید یا نه. پس بگذارید بچه&rlm;ها بدون هیچ ریاکارى شاهد احساس واقعى شما باشند و حتما درباره تلاش&rlm;هاى خودتان براى دستیابى به ایمان محکم با آن&rlm;ها حرف بزنید.
نوجوانى:
در این سال&rlm;ها، نوجوانان به آنچه اطرافیان در طول زندگى درباره خدا گفته&rlm;اند، فکر مى&rlm;کنند. گاهى نیز نسبت به تعالیم مذهبى تردید دارند یا اعتراض مى&rlm;کنند. در چنین حالتى، والدین باید از سخنرانى اجتناب کنند و یادشان باشد که تردید مقدمه ایمان است و پرسیدن و اعتراض کردن همواره مفید است. باید با نوجوانان طورى درباره خدا حرف زد که با مشکلاتشان مرتبط باشد. وقتى نوجوانان احساس بى&rlm;ارزشى یا ناامنى مى&rlm;کنند، این پیام را به آن&rlm;ها بدهید که هر انسانى نزد خدا ارزش بسیار دارد. به عبارت دیگر، خداوند همان قدر که یک دختر زیبا و ثروتمند را دوست دارد، یک دختر نازیبا و فقیر را هم دوست دارد. زمانى که نوجوانان با فشار مداوم هم سن و سال&rlm;هاى خود به انجام کارهایى چون استفاده از مواد مخدر، ارتباط با جنس مخالف، دزدى و سایر اعمال خلاف مواجه مى&rlm;شوند، شما مى&rlm;توانید از خدا به عنوان معیارى مطلق براى سنجش اعمال انسان&rlm;ها حرف بزنید: &laquo;خداوند بر کارهاى درست و غلط ما نظارت دارد و به همان اندازه به ما پاداش یا جزا مى&rlm;دهد.&raquo;
شما مى&rlm;توانید نوجوان را آگاه کنید که باید در برابر این فشارها بایستد و بر احساسات خود غلبه کند و تصمیمات اخلاقى درست بگیرد.
نتیجه&rlm;گیرى:
یاد دادن خداپرستى به بچه&rlm;ها، مثل یاد دادن دوچرخه سوارى است. شما ابتدا دوچرخه را راه مى&rlm;اندازید، بعد وقتى بچه مى&rlm;خواهد پا بزند، او را روى دوچرخه نگه مى&rlm;دارید. در نهایت خود اوست که باید دوچرخه سوارى کند. بهترین کار شما این است که از سنین پایین شروع کنید. اعتقادات خود را براى او بگویید، برایش مثال بیاورید و ایمانتان را در اختیار نیاز کودک به شناخت و درک خدا قرار دهید. به این ترتیب، نیروى معنوى و اخلاقى قدرتمندى به آن&rlm;ها مى&rlm;دهید که یک عمر دوام خواهد آورد.
&nbsp;روش&zwnj;ها و شيوه&zwnj;هاي آموزش نماز در كودكان و نوجوانان بر اصولي استوار است، كه به ذكر مهمترين آنها در اين نوشتار پرداخته شده است:
1ـ اصل فطري بودن مسائل ديني.
2ـ اصل اختياري بودن مسائل ديني.
3ـ اصل تدريجي بودن آموزش مسائل ديني.
4ـ اصل اعتدال و ميانه روي در آموزش مسائل ديني
5ـ اصل تكرار و مداومت در آموزش مسائل ديني
6ـ اصل آسان گيري در آموزش مسائل ديني.
7ـ اصل هماهنگي خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانه&zwnj;ها و...) در آموزش مسائل ديني
اكنون به شرح و بررسي اين روش&zwnj;ها و شيوه&zwnj;ها مي پردازيم:
1ـ اصل فطري بودن مسائل ديني
نياز به پرستش و نيايش، يكي از نيازهاي اساسي و عميق در عمق روان بشر است. در بررسي تاريخي، اين موضوع ثابت شده كه پرستش، جزئي از وجود و كشش فطري انسان است. گاهي كه ميل و روح پرستش از سوي انبيا در مسير صحيحي قرار گرفته، به خدا پرستي ختم شده است. و گاهي بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشياي گوناگون پرستش شده اند. طبق نص صريح دين اسلام، براي ما مسلّم و متقن است كه ميل به پرستش، نيايش، كمال طلبي، حقيقت جويي و... در كودك امري فطري و دروني است. اين موضوع را شواهد تاريخي ـ همچون: پرستش بت، خورشيد و گاو و ساختن بهترين مكان&zwnj;ها براي معابد ـ و آيات و روايات تأييد مي&zwnj;كند.
خداوند ـ تبارك و تعالي ـ در قرآن مجيد مي&zwnj;فرمايد: پس روي خود را با گرايش تمام به حق، به سوي اين دين كن، با همان سرشتي كه خدا مردم را بر آن سرشته است. در آفرينش خدا تغييري نيست. اين است همان دين پايدار ولي بيشتر مردم نمي&zwnj;دانند.[3]
اگر ملاحظه مي&zwnj;شود كه گروهي از كودكان و نوجوانان نسبت به مسائل ديني رغبت و تمايلي از خود نشان نمي&zwnj;دهند، مربوط به عوامل محيطي است كه فطرت كودك را از مسير خودش تحريف كرده است. متأسفانه، بعضي از والدين به دليل حساسيت نداشتن و اهميت ندادن به مسائل ديني، و بعضي به دليل سخت گيري ها، آموزش&zwnj;هاي غلط و نا آشنايي با سيره و روش معصومان (عليهم السلام) و روش&zwnj;هاي تربيتي، به گونه&zwnj;اي با كودك رفتار مي&zwnj;كنند كه آنان نسبت به مسائل ديني بي تفاوت، كم رغبت و حتي متنفر مي&zwnj;شوند. با كمال تأسف، بايد گفت كه بعضي از والدين حساسيت و دقتي را كه درباره&zwnj;ي امور دنيوي ـ همچون: تغذيه، لباس، مسائل درسي، كلاس كنكور، معلم خصوصي و... ـ فرزندانشان از خود نشان مي&zwnj;دهند، نسبت به مسائل معنوي و ديني اظهار نمي&zwnj;كنند.
با توجه به اين اصل كه خدا جويي امري فطري و دروني است، بايد علماي اسلامي و دانشمندان تعليم و تربيت، به فكر تهيه و تدوين كتاب هايي باشند كه شيوه&zwnj;هاي صحيح رشد و پرورش اين حس را بر مبناي اصل فطري بودن به والدين آموزش دهند تا آنان متوسل به شيوه&zwnj;ها و روش&zwnj;هاي نادرست نشوند.
2- اصل اختياري بودن مسائل ديني
انسان به اقتضاي داشتن فطرت الهي، وجود چند بعدي و كرامت وجودي، موجودي مختار است كه كرامتش را با اختيار خود مي&zwnj;تواند كسب كند. در واقع از ديدگاه اسلام، انسان ميل&zwnj;ها و جاذبه&zwnj;هاي معنوي دارد، كه ديگر موجودات آن را ندارند. انسان قادر است كه در برابر ميل&zwnj;هاي دروني خود ايستادگي كند و فرمان آنها را اجرا نكند، يا به بعضي از آنها پاسخ گويد و بعضي ديگر را كنترل نمايد، يا از آنها در جهتي خاص استفاده كند. اين توانايي انسان، به حكم نيروي اراده است كه به فرمان عقل عمل مي&zwnj;كند. اين توانايي بزرگ، از مختصات انسان است. اساس اين توانايي، آن است كه انسان موجودي آزاد، انتخابگر و صاحب اختيار مي&zwnj;باشد.[4]
در دعوت كودكان و نوجوانان به دين، بايد به گونه&zwnj;اي عمل نماييم كه احساس آزادي كنند. با توجه به اين موضوع كه انسان فطرتاً خداجو است، لازم است كه با تذكر روش&zwnj;هاي صحيح، اين فطرت را در وجود آنان بيدار كنيم و به طرف پذيرش دين سوق دهيم. پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ نيز با نرم خويي و با زبان نرم، افراد را به دين اسلام دعوت مي&zwnj;كردند. به تجربه هم ثابت شده است كه با زور و اكراه، نمي&zwnj;توان كسي را به راه راست هدايت كرد. خداوند ـ تبارك و تعالي ـ مي&zwnj;فرمايد: پس آيا تو مردم را به اجبار وا مي&zwnj;داري كه ايمان بياورند[5].
اگر به مفاد آيه&zwnj;ي: &laquo;لا اكراه في الدين، قد تبيين الرشد من الغي...&raquo;[6] توجه نماييم، معلوم مي&zwnj;شود كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ وظيفه تبيين دارند. لذا پس از تببين، ديگر جاي اكراه و جاي انتخاب كردن به جاي مردم وجود ندارد. همچنين خداوند مي&zwnj;فرمايد: &laquo;فانما عليك البلاغ&raquo; (پس بر تو تبليغ است و بس).[7] كار پيامبر(ص) بيان، توضيح، تشبيه، ابلاغ، انذار و بشارت است. كار پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ اجبار نيست، كه به جاي مردم بخواهد انتخاب كند و آنها را مجبور نمايد.
بهتر است كه هيچگاه، كودكان يا نوجوانان را به دينداري مجبور نكنيم. همچنين، به خاطر اينكه آنان ديندار شوند، بهتر است به آنان پاداش خيلي زياد ندهيم. اگر بدون استفاده از اين دو حربه تهديد و تطميع بتوانيم آنان را به عقيده&zwnj;اي معتقد كنيم، آن اعتقاد دروني خواهد بود; يعني اعتقادي كه نه به خاطر جلب منفعت، و نه ترس از قدر داني به وجود مي&zwnj;آيد.[8]
وقتي نوجوان مجبور به دينداري نشود ـ و در دوره كودكي سالم و عاري از انحراف پرورش يافته باشد ـ و دين به نحو منطقي و در شرايط مناسب به او عرضه گردد، با توجه به اينكه به تفكر انتزاعي رسيده است، دين يا مذهب محكم و قابل دفاع را خواهد پذيرفت. اين دينداري او وراثتي، ريا كارانه و همراه با ناخالصي نخواهد بود، بلكه &laquo;دين خالص&raquo; خواهد داشت و سپس به دستورهاي ديني عمل خواهد كرد. در دين اسلام تأكيد فراوان مي&zwnj;شود كه اصول دين تقليدي نيست، بلكه فرد بايد با آگاهي و آزادي آن را بپذيرد. بنابراين، بايد تلاش كرد كه كودك و نوجوان را به طريقي مثبت و ترغيب كننده، به دين دعوت كرد و از افرادي كه مبناهاي اعتقادي و فكري قوي دارند، كمك گرفت. بايد توجه داشت كه كودك و بويژه نوجوان، در مقابل برخوردهاي آمرانه مقاومت مي&zwnj;كند.[9]
خانم زهرا مصطفوي، فرزند امام خميني (ره) نقل مي&zwnj;كند: &laquo;همسرم به جهت عادت خانوادگي، دخترم را از خواب صبحگاهي بيدار مي&zwnj;كرد و به نماز وا مي&zwnj;داشت. امام (ره) وقتي از اين ماجرا خبردار شدند، برايش پيغام فرستادند: چهره شيرين اسلام را به مذاق بچه تلخ نكن. اين كلام آنچنان مؤثر افتاد و اثر عميقي بر روح و جان دخترم به جاي گذاشت كه بعد از آن خودش سفارش كرد كه براي نماز صبح بموقع بيدارش كنم&raquo;[10]
والدين اگر مي&zwnj;خواهند فرزندان&zwnj;شان نماز خوان و معتقد بار آيند، موارد ذيل را در نظر بگيرند:
اولاً، خودشان معتقد به دستورها و تعاليم ديني باشند، و به دور از ريا و با خلوص نماز را به پا دارند.
ثانياً: در دوران كودكي، فرزندانشان را با نماز و مجالس و محافل مذهبي مأنوس كنند. از اين رو، لازم است خاطرات خوشي را در ذهن آنان ايجاد نمايند و بشدت از سختگيري، اجبار و اكراه خودداري كنند. پدري كه براي بيدار كردن دختر تازه بالغ خود براي اداي نماز صبح، دستي به گيسوان او مي&zwnj;كشد و با نوازش و محبت او را از خواب شيرين صبحگاهي بيدار مي&zwnj;كند، انجام دادن اين تكليف ديني را با شيريني محبت پدرانه خويش مي&zwnj;آميزد و عبادت را در كام فرزندش شيرين مي&zwnj;سازد.
ثالثاً: والدين نسبت به مسئله نماز و مسائل اعتقادي همچون ديگر مسائل، حساسيت نشان دهند. اگر والدين و مربيان به سفارش&zwnj;ها و سيره&zwnj;ي معصومان (ع) و بزرگان دين عمل كنند، قطعاً فرزنداني معتقد و نماز خوان خواهند داشت.
3- اصل تدريجي بودن آموزش مسائل ديني
آموزش معارف و مسائل ديني، مراتب و درجاتي دارد، كه اصول و مقتضيات آن بايد مراعات شود. اين مراتب و درجات، به دليل تفاوت&zwnj;هاي فردي در رشد استعدادهاي ذهني و روحي، تفاوت در معلومات و تجربيات، و شرايط گوناگون اجتماعي و فرهنگي در متعلمان است.[11] لذا، بايد مطالب و مفاهيم آموزشي و ديني، متناسب با سطح درك و قواي ذهني و رواني متعلمان باشد.
والدين و بزرگسالان نبايد توقع و انتظار داشته باشند، كه كودكشان خيلي سريع اهل عبادت و نماز شود. برنامه عادت دادن او به نماز و آموزش او، بايد بر اصل تدريج مبتني باشد. كودك نبايد يكباره بار سنگيني از وظايف بار ديني را بر دوش خود احساس كند، و خود را به انجام دادن آن موظف بداند.
البته ناگفته نماند که به این اصول باید اصل هایی مثل: زمینه سازی؛ جامعیت؛ تداوم و استقامت؛ کرامت اضافه شود. البته با توجه بر اختصار این نوشتار به کلیاتی از آن اشاره می شود.
&laquo;4. اصل زمینه سازی: منظور بستر سازی شرایط رغبت و درک شرایط و محیط در خانه و در میان خانواده 5.اصل جامعیت: نماز عبادتی است که ابعاد مختلفی دارد از یک سوی یک رفتار است؛ که خود 3بعد شناختی-گرایشی و رفتاری دارد. 6. اصل رفق و مدارا: چرا که یکی از مهم ترین روش های تربیتی در آموزهه ای دینی است. 7.اصل تداوم و استقامت: والدین باید در هدایت فرزندان به نماز خود را برای فعالیتی پیوسته و مداوم که هر لحظه نیاز به استقامت و صبر و تخمل دارد، مهیا کنند و بر آن کمر همت بندند. 8.اصل کرامت: چنان چه به صراحت قرآن، خداوند متعال فرزندان آدم را با کرامت و عزت آفرید. ما نیز در همه مقاطع تربیتی به ویِژه برای آموزش نماز و معارف باید به این اصل توجه ویژه داشته باشیم &raquo;
برخی مراکز پاسخگویی به سئوالات دینی:

مرکز پاسخگویی به سئوالات دینی تلفن: 096400 سایت: PASOOKHGO.IR
اداره مشاوره و پاسخ به سئوالات &laquo;نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها&raquo; سایت: PORSEMAN.IR
موسسه فرهنگی انوار طه &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;سایت:BUSHEHRI.NET
همراز &laquo;پرتال ملی اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان&raquo; سایت: AYANDEHSAZAN.IR
اداره مشاوره و راهنمایی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی سایت:
ستاد اقامه نماز سایت:&nbsp; NAMAZ.IR

کتابنامه:

قرآن مجید
&nbsp;ارونسون،روان شناسي اجتماعي
&nbsp;كاظمي، آموزش و پرورش از خردسالي تا نوجواني
&nbsp;ستوده، پا به پاي آفتاب
سادات، راهنماي آموزش تعليمات ديني در مدارس
داودی، محمد، خانه بهشتی، ستاد اقامه نماز
ویلیام گاردنر، جنگ علیه خانواده، ترجمه معصومه محمدی، مرکز مطالعات زنان
عباسی ولدی، محسن، نیمه دیگرم و راه های تربیت فرزندان، نشر جامعه الزهرا(س) قم



.[1] رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ صل الله علیه و آله: أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى بَعْضِ الْأَطْفَالِ فَقَالَ وَيْلٌ لِأَطْفَالِ آخِرِ الزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِكِينَ فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِينَ لَا يُعَلِّمُونَهُمْ شَيْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ يَسِيرٍ مِنَ الدُّنْيَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِي&rlm;ءٌ وَ هُمْ مِنِّي بِرَاء&nbsp;&nbsp;&nbsp; محدث نوري، مستدرك الوسائل، ج 2، 625


[2] . الا بذکر الله تطمئن القلوب


[3] &laquo;فأقم و جهك للدين حنيفاً فطرةَ الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لايعلمون&raquo; (روم / 30)


[4] مطهري، راهنمايي و مشاوره از ديدگاه اسلام، 42


[5] افانت تكره الناس حتي يكونوا مؤمنين


[6] بقره / 256.


[7] آل عمران / 20.


[8] ارونسون،روان شناسي اجتماعي، 34.


[9]كاظمي، آموزش و پرورش از خردسالي تا نوجواني، 87.


[10] ستوده، پا به پاي آفتاب، ج 1، 123.


[11] سادات، راهنماي آموزش تعليمات ديني در مدارس، 27.

]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:20:11 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چرا قمه زنی حرام است</title>
<link>https://pasokhgo90.loxblog.com/چرا-قمه-زنی-حرام-است</link>
<guid>https://pasokhgo90.loxblog.com/چرا-قمه-زنی-حرام-است</guid>

<description><![CDATA[

قرائتی و دلیل قرآنی حرمت قمه&zwnj;زنی


محسن قرائتی می&zwnj;گوید که توانسته با تمسک به یک آیه قرآن، گروهی از قمه&zwnj;زنان را از ادامه قمه&zwnj;زنی بازدارد.






در حالی که قمه&zwnj;زنی همچنان به عنوان یکی از چالش&zwnj;برانگیزترین گونه&zwnj;های عزاداری، مورد اختلاف فقها و شیعیان قرار دارد و هر ساله موجب بروز تنش&zwnj;هایی در جوامع شیعی می&zwnj;شود، محسن قرائتی رییس ستاد اقامه نماز و مشهورترین روحانی رسانه&zwnj;ای جمهوری اسلامی در اظهارنظر تازه خود در جمع ائمه جماعات سازمان تأمین اجتماعی گفته که با استفاده از آیه 104 سوره بقره توانسته گروهی از قمه&zwnj;زنان را از ادامه قمه&zwnj;زنی منصرف کند.این کارشناس مذهبی صدا و سیما چنین گفته است: &laquo;استاندار یکی از استان&zwnj;ها که امروز جایگاه ویژه&zwnj;ای در دولت دارد جلسه&zwnj;ای را برگزار کرده بود و به این نتیجه رسیده بودند که قمه&zwnj;زنان را با قرآن و حدیث اقناع کنند. بنده را برای گفت&zwnj;وگو با هیأتی&zwnj;های آن شهرستان دعوت کردند و به جلسه که رفتم گفتند قرائتی تو را قبول داریم، اما قمه را از ما نگیر حتی اگر کار غلطی است! در این جلسه به آنها گفتم قرآن را قبول دارید که پاسخ مثبت دادند. برای آنها ابتدای آیه&zwnj;ای را خواندم که براساس آن، مسلمانان مفهوم &laquo;مراعات کردن پیامبر را بر روی منبر&raquo; برداشت می&zwnj;کردند و یهودی&zwnj;ها این مفهوم را که &laquo;پیامبر مستمعان خود را خر می&zwnj;کند&raquo;؛ که خداوند برای سوژه ندادن به یهودیان، کلمه &laquo;انظرنا&raquo; را می&zwnj;آورد که به معنای شنیدن انذار است. بعد از قرائت این آیه به آنها گفتم قمه&zwnj;ای که شما می&zwnj;زنید از روی عشق به امام حسین(ع) است، اما دشمنان می&zwnj;گویند شیعیان بیماری روانی دارند که به خود قمه می&zwnj;زنند و خودزنی می&zwnj;کنند. چرا باید کاری را انجام دهیم که به دشمن سوژه دهد و گونه دیگری عمل نکنیم. پس از شنیدن این مسأله، آنها پذیرفتند که قمه نزنند.&raquo; آقای قرائتی از جمله کسانی است که در دهه&zwnj;های گذشته به همراه گروهی از نویسندگان حوزوی و تحت نظارت آیت&zwnj;الله مکارم شیرازی تفسیر نمونه را تألیف کردند. آقای مکارم شیرازی در ترجمه آیه 104 سوره بقره که آقای قرائتی برای حرمت قمه&zwnj;زنی به آن تمسک کرده، این&zwnj;گونه آورده است: &laquo;ای افراد با ايمان! (هنگامی كه از پيغمبر تقاضای مهلت برای درک آيات قرآن می&rlm;كنيد) نگویيد &laquo;راعنا&raquo; بلكه بگویيد &laquo;انظرنا&raquo; (زيرا كلمه اول هم به معنایی "ما را مهلت بده" و هم به معنای "ما را تحميق كن" است و دستاويزی برای دشمنان به شمار می&zwnj;رود) و آنچه به شما دستور داده می&zwnj;شود بشنويد و برای كافران (و استهزاء كنندگان) عذاب دردناكی است.&raquo; در محرم امسال، علاوه بر قمه&zwnj;زنی، برهنه شدن هنگام سینه&zwnj;زنی نیز موجب بروز پاره&zwnj;ای اختلافات در هیئات مذهبی شد. همچنین اصرار بر قمه&zwnj;زنی از مهم&zwnj;ترین دلایل تنش میان مقلدان آیت&zwnj;الله سید صادق شیرازی با منتقدان و مخالفان قمه&zwnj;زنی است.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:20:11 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کیفیّت ختم زیارت عاشورا</title>
<link>https://pasokhgo90.loxblog.com/کیفیّت-ختم-زیارت-عاشورا</link>
<guid>https://pasokhgo90.loxblog.com/کیفیّت-ختم-زیارت-عاشورا</guid>

<description><![CDATA[
بسم رب الحسین علیه السلام
(اعمال روز عاشورا)&nbsp;
کیفیّت ختم زیارت عاشورا
بهترین کیفیّت زیارت عاشورا بر اساس روایتی که شیخ طوسی در &laquo;مصباح&raquo; و ابن قولویه در &laquo;کامل الزّیارات&raquo; از امام&zwnj;صادق(ع) نقل کرده&zwnj;اند، به قرار زیر است: 1. غسل زیارت &nbsp;&nbsp;2. رفتن به صحرا یا محلّی مرتفع(پشت بام یا حیاط)؛
3. باشاره کردن بسوی &laquo;کربلا&raquo; با گریه و نوحه یاد آوری مصائب حضرت سیدالشهدا(ع) ترجیحاً بصورت خصوصی؛ 4. لعن فراوان بر قاتلان امام حسین(ع)؛ {مثلا صد بار اللهم العن قاتلین الحسین(ع)} 5. تکبیر گفتن{مثلا چند بار الله اکبر}؛
6. زیارت امین الله یا زیات ششم امیرالمؤمنین(ع) خواندن؛
7. دو رکعت نماز زیارت به جای آوردن(نماز قبل از تلاوت زیارت)؛
8. زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام خواندن؛
9. دو رکعت نماز زیارت (نماز بعد از تلاوت زیارت)؛10. دعای علقمه خواندن.
امام صادق(ع) تضمین کرده که هر کس این زیارت را به این کیفیّت بخواند، زیارتش قبول، سعی&zwnj;اش مشکور، دعایش مستجاب، حاجتش روا و سلامش به محضر سیّدالشّهداء(ع) واصل گردد.
بسم رب الحسین علیه السلام
(اعمال روز عاشورا)&nbsp;
کیفیّت ختم زیارت عاشورا
بهترین کیفیّت زیارت عاشورا بر اساس روایتی که شیخ طوسی در &laquo;مصباح&raquo; و ابن قولویه در &laquo;کامل الزّیارات&raquo; از امام&zwnj;صادق(ع) نقل کرده&zwnj;اند، به قرار زیر است: 1. غسل زیارت &nbsp;&nbsp;2. رفتن به صحرا یا محلّی مرتفع(پشت بام یا حیاط)؛
3. باشاره کردن بسوی &laquo;کربلا&raquo; با گریه و نوحه یاد آوری مصائب حضرت سیدالشهدا(ع) ترجیحاً بصورت خصوصی؛ 4. لعن فراوان بر قاتلان امام حسین(ع)؛ {مثلا صد بار اللهم العن قاتلین الحسین(ع)} 5. تکبیر گفتن{مثلا چند بار الله اکبر}؛
6. زیارت امین الله یا زیات ششم امیرالمؤمنین(ع) خواندن؛
7. دو رکعت نماز زیارت به جای آوردن(نماز قبل از تلاوت زیارت)؛
8. زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام خواندن؛
9. دو رکعت نماز زیارت (نماز بعد از تلاوت زیارت)؛10. دعای علقمه خواندن.
امام صادق(ع) تضمین کرده که هر کس این زیارت را به این کیفیّت بخواند، زیارتش قبول، سعی&zwnj;اش مشکور، دعایش مستجاب، حاجتش روا و سلامش به محضر سیّدالشّهداء(ع) واصل گردد.
آنگاه پس از آنکه پاداش زیارت عاشورا را هزار هزار حج، هزار هزار عمره و هزار هزار جهاد در محضر رسول خدا(ص) بیان می&zwnj;کنند، می&zwnj;فرمایند: &laquo;اگر بتوانی در همۀ عمر همه روزه این زیارت را بخوانی، انجام بده، که همۀ این پاداش&zwnj;ها از آنِ تو خواهد بود.&raquo;و در پایان می&zwnj;فرمایند: &laquo;هرگاه تو را حاجتی پیش آید، این زیارت را با این دعا بخوان و به این وسیله به سوی خدا توجّه کن، که البتّه حاجتت برآورده می&zwnj;شود و بی&zwnj;گمان خداوند خلف وعده&zwnj; نمی&zwnj;کند.&raquo;
با توجّه به نکات یاد شده بر همۀ ما لازم است که مشکلات خود را با توسّل به ائمّۀ اطهار(ع) و به خصوص از رهگذرِ مداومت بر زیارت عاشورا حل کنیم و از فیوضات بیکران این زیارت غفلت نکنیم.
منبع:شیخ طوسی، مصباح المتهجّد، ص 781. و شیروانی، الصّدف المشحون، ص 199.
یکی از اعمال روز عاشورا تناول تربت سیدالشهدا(ع) است
طبق روایات ویژگیهای تربت: برتری بر کعبه-حجاب هایی که از گناهان در انسان پدید آمده را برطرف میکند- همراه داشتن آن باعث مصونیت از حوادث ناگوار است-امام صادق(ع): کام اطفالتان را با تربت بگیرید تا سلامکتی آنان را تضمین کند-به همراه میت بگذارید تا موجب آرامش او شود-با مهر و تسبیح تربت ذکر گفتن فضایل فراوان دارد-امام کاظم(ع): خوردن هر خاکی حرام است مگر خاک کربلا که خداند آنرا شفای درد شیعیان و دوستان ما قرار داده است
شرایط شفابخشی:
1-باور قلبی: در روایتی فرمودند: بخدا سوگند کسی که اعتقاد داشته باشد که تربت آن حضرت ناع است در این صورت البته نافع است. (من أکله بشهوه لم یکن فیه شفا) {کامل الزیارات ص285}
2-بیمار در آستانه مرگ حتمی نباشد 3-تربت را با وضو وبا دو انگشت به اندازه نخود بلکه بنابر احتیاط انازه یک عدس نه بیشتر 4-اول تربت را ببوسد بعد بر دیدگانش بگذارد و موقع تناول بگوید: &laquo;بسم الله و بالله إجعله رزقاً واسعاً و علماً نافعاً و شفاءً من کل داء إنک علی کل شئ قدیر&raquo;4-بهتر است آنرا در دهان بگذارد و جرعه ای آب بخورد و ذکر قبلی را بگوید
منابع: کامل الزیارات ص129-خصایص الخسینیه مرحوم شیخ جعفر شوشتری-روایات بحار الانوار ج98صص 108 تا118فضایل و سیره امام حسین(ع) عباس عزیزی ص435
مهر تو را به عالم امکان نمیدهم/این گنج پر بهاست من ارزان نمیدهم/
ای خاک کربلای تو مهر نماز من/این مهر را به ملک سلیمان نمی دهم
&nbsp;
&nbsp;عاشورای1426 قمری مطابق با13آبان1393 شمسی]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:20:11 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>متن روضه مکتوب حضرت اباالفضل علیه السلام</title>
<link>https://pasokhgo90.loxblog.com/متن-روضه-مکتوب-حضرت-اباالفضل-علیه-السلام</link>
<guid>https://pasokhgo90.loxblog.com/متن-روضه-مکتوب-حضرت-اباالفضل-علیه-السلام</guid>

<description><![CDATA[
متن کتوب روضه ویژه مبلغین و مداحان
انشا الله فرصت شد هر ده شب بزودی همین وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم





مقدمه





(گریز)





السّلام علیک ایهاالعبدُالصّالح،السّلام علیک یاابالفضلِ العباسَ ابنَ امیرِالمومنین
السلام علیک یابن سیدالوصیین
بیاازخاک برداروبه دامانت سرم بگذار&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; به پیش چشم دشمن پای برچشم ترم بگذار





پیامبراکرم روکردبه مردم ،فرمود:ای مردم،من شهرعلمم امااین شهردری داردکه علی بن ابیطالب است انامدینه العلمِ وعلیّ بابها،هرکس بخواهددرب خانه پیغمبرخدابرود،بایداول درب خانه ی علی رابزند.مرحوم آیه الله قاضی هم فرمود:درعالم مکاشفه برمن ثابت شدکه آقا ابا عبدالله الحسین (ع)مظهردریای رحمت الهی هستندامااین دریادرب ورودی داردکه آن وجود نازنین قمرمنیربنی هاشم آقااباالفضل العباس است.
&nbsp;
پرورش مرثیه ،اوج مرثیه:





اگرچشمم پرازخون است وجائی بهرپایت نیست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بیاچشم انتظارم پابه چشم دیگرم بگذار
&nbsp;سجودعشق طولانی ست من سربرنمی دارم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اگرخواهی سرافرازم بیاپابرسرم بگذار
عَلَم افتاده سوئی ،مشک سوئی ،دستهاسوئی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; زهم پاشیده شد،شیرازه ای بردفترم بگذار
دستانش راقطع کردندمشک رابه دندان گرفت .دیدتیرهاست که به طرف اوپرتاب می شود.نکندتیربه مشک آب بخورد.نکند مشک پاره شود.گویاعرضه می دارد خدایا هرچه تیراست به بدن من اصابت کندامابه مشک آب نخورد.انگارصدای العطش بچه هارامی شنود فَسَمِعَ الاطفالَ یَتَصارَخونَ مِنَ العَطش(2) انگارصدای سکینه می آیدبه بچه هامی گوید:بچه هاناراحت نباشید. اینقدرناله نکنید.عمویم برای همه تان آب می آورد.عمویم شجاع است.عمویم قدرتش زیادست.عباس عرضه می دارد:ای خدا هرچه زودترمرابه خیمه برسان،اماامان ازآن لحظه که یک تیربه مشک آب خورد.آبهاروی زمین ریخت.عباس دیگرناامیدشد.بادست خالی کجابروم .همان آقائیکه تاچندلحظه قبل گویاصدامی زد ای خدا مرابه خیمه برسان حالادیگرصدامی زند:خدایا کارعباس راهمینجا تمام کن.دیگرروی رفتن به خیمه ندارم.اینجابودکه یک ملعون چنان با عمودآهنین به فرق مبارکش زد.آیابگویم چه شد؟ فسُقِطَ علی الارضِ یُنادِی علیک مِنِّی السّلام اباعبدِالله ،ازروی اسب به زمین افتادصدازد،حسین جان منم رفتم خداحافظ ، تاصدای عباس بلندشد ابی عبدالله باعجله کناربدن برادرآمد.ای برادردارهاقدربرادری رابدانید.وقتی حسین چشمش به بدن قطعه قطعه ی برادرافتادچه حالی به اودست داد.حالت چهره حسین رامرحوم اصفهانی دریک بیت ترسیم کرده است
وبَانَ الاِنکسارُفی جَبِینِه&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فَاندَکَّتِ الجبالُ مِن حَنینِه





اینقدرچهره حسین شکسته شدکه جاداشت کوههاازناله اومتلاشی شوند.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; همه صدابزنیم یاحسین




&nbsp;




(فرود):و سیعلمُ الذین ظلموا ایَّ مُنقلَبٍ ینقلبون
...................................................................................................
منبع:دل سنگ آب شد ص 290(شعر)+مفاتیح ص 784 زیارت حضرت اباالفضل علیه السلام- مقتل مقرم ص 269به نقل ازمناقب ج 2 ص 222 ریاض المصائب ص 315 ومنتخب طریحی ص 312]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:20:11 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>متن روضه مکتوب حضرت قاسم بن حسن علیهما السلام</title>
<link>https://pasokhgo90.loxblog.com/متن-روضه-مکتوب-حضرت-قاسم-بن-حسن-علیهما-السلام</link>
<guid>https://pasokhgo90.loxblog.com/متن-روضه-مکتوب-حضرت-قاسم-بن-حسن-علیهما-السلام</guid>

<description><![CDATA[
در ادامه بخوانید متن روضه مکتوب حضرت قاسم بن حسن علیهما السلام
متن مکتوب روضه ویژه مبلغین و مداحان
انشا الله فرصت شد هر ده شب بزودی در همین وبلاگ



&nbsp;



&nbsp; قاسم علیه السلام 




السلام علی القاسم بن الحسن بن علی ورحمه الله وبرکاته السلام علیک یابن حبیب الله السلام علیک یابن ریحانه رسول الله (1)
شب ششم محرم است ،امشب اجازه بدهیدبریم درب خانه ابن الکریم یادی ازنوگل امام مجتبی (ع)کنیم توکربلا
ای حرمت خانه معموردل&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; وی شجرعشق تودرطوردل
نجل علی درّیتیم حسن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; باب همه خلق زمین وزمن
همچوعموماه بنی هاشمی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چشم وچراغ شهداءقاسمی(2)


&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
مقدمه
(گریز)




&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
عرض کنیم یاامام مجتبی (ع) شماهم امشب بیاتومجلس ما،آخه امشب صاحب عزاامام مجتبی (ع) است کریم اهل بیت است توقاموس کریمان عالم راه ندارداین که کسی راازدرب خانه خوددست خالی برگردانندهرکس هرحاجتی شرعی دارددامن این آقازاده رابگیرید،فرج امام زمان فراموش نشود،سلامنتی رهبرمون ،جانبازانمان&nbsp; 
جانم حسن(2)ای جان جانانم حسن
بمیرم برای آن لحظه ای که اومدخدمت عمواذن میدان بگیرد.سخت است برای ابی عبدالله به اواجازه بده آخه یادگاربرادرش امام مجتبی است.بعدازپدرروی دامن ابی عبدالله بزرگ شده آقایک نگاهی کردبه قاسم 
هردونگه بررخ هم دوختید&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; هردوبه مظلومی هم سوختید
هردوربودیدزسرهوش هم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; هردوفتادیددرآغوش هم(3)
ارباب مقاتل نوشتن عمووبرادرزاده دست به گردن هم انداختن آنقدرگریه کردن تاازحال رفتندولی آقااجازه ندادند،رودست وپای امام افتادوبوسه زدتااجازه گرفت
خون دل ازدیده روان ساختی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خویش به پای عموانداختی
ای عمو حاجات مرادم بده&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جان عمواذن جهادم بده
باچشمان اشک ریزآمدمیدان شروع کردبه رجزخوندن
ان تنکرونی فاناابنُ الحسن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سبط النبی المصطفی المُوتَمَن
هذاحسینٌ کالاسیرالمُرتَهَن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بین اُناسٍ لاسُقوا صَوبَ المُزَن
بعدازاینکه جنگ نمایانی کردراوی می گویدچنان شمشیری نانجیب به سراین نوجوان زد،سرشکافته شدباصورت به زمین افتادصداش بلندشد یاعماه امام به عجله آمدکناربدن قاسم جنگ درگرفت بعدازاینکه گردوغبارفرونشست راوی می گوید
فرأیتُ الحسینُ قائمًاعلی رأس الغلامِ وهویَفحَصُ برِجلَیه دیدم حسین بالای سرآن جوان ایستاده،جوان تواحتضارپای خودش به زمین می ساید والحسین یقول: بُعدًا لِقَوم قتلوک&nbsp; فرمودازرحمت خدادوربادمردمی که توراکشتند.&nbsp; 
ثم حمل الغلام علی صدره(3)جنازه روبغل گرفت به سینه چسباندبطرف خیام اومددرحالی که پای اوبه زمین کشیده می شدحالاهرکس کارش داره صدابزندیاحسین


&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،




کاش نمی بردتنت کاین چنین&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جان دهی وپای زنی برزمین
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دیده بروی عموانداختی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; صورت اودیدی وجان باختی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; وسیعلم الذین ظلمواای منقلب ینقلبون


پایان
(فرود)




1.دمع اسجوم ترجمه نفس المهموم/علامه شعرانی ص 341&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
&nbsp;2.اشعارازدیوان نخل میثم /سازگار/ج1ص234و235و237&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 3.قصه کربلا/نظری منفردص 340&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
&nbsp; 4.ترجمه لهوف سیدابن طاووس/عقیقی بخشایشی/ص140و141


&nbsp;
منبع




&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:20:11 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>پرسش: آیا رابطه دختر و پسر در دوران تحصیل برای کاهش فشارهای جنسی صحیح است.</title>
<link>https://pasokhgo90.loxblog.com/پرسش-آیا-رابطه-دختر-و-پسر-در-دوران-تحصیل-برای-کاهش-فشارهای-جنسی-صحیح-است</link>
<guid>https://pasokhgo90.loxblog.com/پرسش-آیا-رابطه-دختر-و-پسر-در-دوران-تحصیل-برای-کاهش-فشارهای-جنسی-صحیح-است</guid>

<description><![CDATA[
پرسش: آیا رابطه دختر و پسر در دوران تحصیل برای کاهش فشارهای جنسی صحیح است.

پژوهشگر: احمد محمودتباردرزی
واژه گان کلیدی: تحصیل، نیازجنسی، دختر، پسر، فشارهای جنسی، روابط آزاد
چکیده:
روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود اشكالي ندارد و الا جائز نیست. بسياري از مفاسد اخلاقي كه براي جوانان پيش مي آيد نتيجه ارتباطات عاطفي و محبت آميز زن و مرد نامحرم است.عواقب روابط آزاد دختر و پسر عبارتند ازافزايش روابط جنسي نامشروع، آبستني هاي ناخواسته و زودهنگام، ازدياد غير قابل كنترل آمار سقط جنين، افزايش خانواده هاي تك والديني، روسپيگري، گسترش بيماري هاي مقاربتي و عقب افتادگي و عدم مسئوليت. انسان روحا طالب بى نهايت آفريده شده است و پيروى مطلق از نفس امّاره و احساسات شهوانى سبب طغيان و شعله ور شدن آتش شهوات مى گردد و طبيعت را هرزه و بى بندوبار مى كند. و هرچه عرضه بيشتر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مى يابد. جوانان مجردی که قصد تحصیل دارند از ناحیه نیاز جنسی تحت فشار هستند وفشارهای جنسی در این گونه افراد، با ازدواج و یا کنترل غریزه جنسی کاهش می یابد.
مقدمه
در ميان انبوه مشكلاتى كه جوانان امروز با آن روبه رو هستند هيچكدام در اهميت به پايه مشكل جنسى نمى رسد
بسم الله الرحمن الرحیم
پرسش: آیا رابطه دختر و پسر در دوران تحصیل برای کاهش فشارهای جنسی صحیح است.
پژوهشگر: احمد محمودتباردرزی
واژه گان کلیدی: تحصیل، نیازجنسی، دختر، پسر، فشارهای جنسی، روابط آزاد
چکیده:
روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود اشكالي ندارد و الا جائز نیست. بسياري از مفاسد اخلاقي كه براي جوانان پيش مي آيد نتيجه ارتباطات عاطفي و محبت آميز زن و مرد نامحرم است.عواقب روابط آزاد دختر و پسر عبارتند ازافزايش روابط جنسي نامشروع، آبستني هاي ناخواسته و زودهنگام، ازدياد غير قابل كنترل آمار سقط جنين، افزايش خانواده هاي تك والديني، روسپيگري، گسترش بيماري هاي مقاربتي و عقب افتادگي و عدم مسئوليت. انسان روحا طالب بى نهايت آفريده شده است و پيروى مطلق از نفس امّاره و احساسات شهوانى سبب طغيان و شعله ور شدن آتش شهوات مى گردد و طبيعت را هرزه و بى بندوبار مى كند. و هرچه عرضه بيشتر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مى يابد. جوانان مجردی که قصد تحصیل دارند از ناحیه نیاز جنسی تحت فشار هستند وفشارهای جنسی در این گونه افراد، با ازدواج و یا کنترل غریزه جنسی کاهش می یابد.
مقدمه
در ميان انبوه مشكلاتى كه جوانان امروز با آن روبه رو هستند هيچكدام در اهميت به پايه مشكل جنسى نمى رسد، و با نهايت تأسف بايد اعتراف كرد اين مشكل با ماشينى شدن هر چه بيشتر زندگى، و افزايش مدت تحصيل و دوره هاى تخصّصى و راه يافتن تجمّل به همه خانواده ها، و تزلزل پايه هاى اعتماد دختران و پسران به يكديگر، روز به روز بغرنج تر و پيچيده تر مى شود.
در این بین بعضی از جوانان که قادر به ازدواج نیستند برای کاهش فشارهای جنسی دست به کارهای می زنند که از طرف دین نامشروع است.
در این نوشتار درباره یکی از این کارها یعنی روابط آزاد بین دختر و پسردر دوران تحصیل و پیامدهای این کار و راه حل شرعی کاهش فشارهای جنسی برای این گونه افراد صحبت می کنیم.
فصل اول : روابط دختر و پسر
بيان حكم شرعي رابطه با نامحرم
روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود اشكالي ندارد یعنی نگاه کردن و گفت و گوي افراد نامحرم در مسائل مورد نياز، با رعايت حدود شرعي ذيل بلامانع است:
1- قصد تلذذ و ريبه و خوف فتنه در كار نباشد.
2- گفت و گوها تحريك كننده نباشد.
3- حجاب كامل شرعي رعايت شود.
4- نگاه ها باید متعارف و بدون ريبه باشد وباید از نگاه هاي آلوده خودداري کرد.
5- دو نفر نامحرم در محيط بسته - كه امكان رفت و آمد ديگران نيست - تنها نباشند
بنابراین نگاه كردن يا صحبت نمودن دختر و پسري كه نامحرم هستند اگر با قصد لذت باشد جايز نيست. چنان كه توقف نمودن و خلوت كردن آن ها در محيطي كه محل رفت و آمد نيست، حرام مي باشد، اگر چه با نگاه كردن يا صحبت التذاذي همراه نباشد.[1]
اگر روابط دختر و پسر ايراد شرعي دارد، دليل و حكمت آن چيست؟ [2]
احكام اسلام بر اساس مصالح و مفاسد اجتماعي است
احكام و دستورات اسلامي بر اساس مصالح و مفاسد اجتماعي است اگر امري واجب شمرده شده مصلحتي در آن نهفته است و اگر امري منع و حرام شده است مفسده اي در كار است. مثلا اگر نماز واجب است به خاطر مصالحی است كه در ان وجود دارد و یکی از مصالح آن بازدارندگی از گناه و معصيت است همان طور كه قرآن &nbsp;به این مطلب اشاره فرموده است
&laquo;إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ&raquo;[3] &nbsp;نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمى دارد،
و اگر شرب خمر را حرام فرموده است يكي از آثار مخرب آن مسكر بودنش بوده كه باعث زوال عقل مي گردد. [4]
عدم رعايت موازين شرعي باعث بروز مشکلات می شود
مسأله ارتباط دختر و پسر يا زن و مرد از موارد بسيار حساسي است كه اگر رعايت موازين شرعي و اخلاقي در آن صورت نگيرد مي تواند افراد را دچار مشكلات عمده اي بنمايد. به همين جهت برنامه ريزي دستورات شرعي و اخلاقي اسلام بر اين اساس است كه كمترين رابطه ميان زن و مرد نامحرم صورت بگيرد چرا كه در اين ارتباط، زمينه هاي گناه بسيار فراهم است و موارد لغزش به وفور يافت مي شود، به خصوص اگر اين ارتباط همراه با صميميت و روشي خاص باشد.
بنابراين باید در ارتباطات كاري و فاميلي به حداقل رابطه با جنس مخالف اكتفا شود و از رابطه در موارد غيرضروري پرهيز شود.
مفاسد اخلاقي نتيجه ارتباطات محبت آميز با نا محرم است
بسياري از مفاسد اخلاقي كه براي جوانان پيش مي آيد نتيجه همين ارتباطات عاطفي و محبت آميز است كه البته در ابتدا چندان به نظر نمي آيد و انسان گمان مي كند خطري ندارد اما پس از اين كه روابط عميق تر و صميمي تر شد و احساسات زودگذر و دلبستگي ها و وابستگي ها رو به سوي انسان آورد آنگاه بايد منتظر عواقب شوم اين ارتباطهاي محبت آميز بود.
دختر و پسري كه دست به عمل شنيع مي زنند در همان ارتباط اوليه به آن عمل دست نمي زنند بلكه ابتدا از هم كلام شدن و لبخند و ... شروع مي شود و سپس ارتباطات گسترش يافته و احتمالاّ به منازل يكديگر رفت و آمد مي كنند و كم كم قبح و حيا از ميان مي رود و در شرايطي ممكن است تمايلات جنسي كه از آن به طوفان تعبير شده است اوج بگيرد و چنانچه طوفان جنسي ورزيدن بگيرد همه چيز را مي برد و نابود مي كند در آن شرايط عقل به كلي از كار مي افتد
رعايت موازين شرعي در بين اعضاي خانواده
اين مسأله حتي در بين اعضاي خانواده نيز توصيه شده است. مثلا گفته اند در اتاقي كه بچه اي خوابيده است زن و شوهر نبايد رابطه جنسي برقرار كنند[5]. مادر و خواهر بايد جلوي پسر جوان خانواده مراعات پوشش را بكنند چون ممكن است در يك لحظه غريزه جنسي اش اوج بگيرد در آن صورت ممكن است به بلوغ جنسي زود رس مبتلا شود چنانچه به بلوغ زود رس جنسي مبتلا شود قطعاّ به انحراف جنسي گرفتار خواهد شد و احتمال دارد حتي منجر به زناي با محارم (مادر- خواهر و...) منجر شود
لذا مي بينيم پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم &nbsp;دوران جواني را دوران جنون مي نامد[6] جوان در دوران بلوغ دچار بحراني مي شود كه در صورت عدم مراقبت و عدم رعايت هر لحظه ممكن است بلغزد و يك لحظه لغزش يك عمر تباهي به دنبال خواهد داشت و گاهي جان از ميان مي رود. بنا بر اين بايد به شدت از ارتباط با نا محرم اجتناب كرد و به حد ضرورت و لزوم اكتفا كرد. [7]
البته ممكن است كسي آن قدر مسلط بر خود باشد كه هرگز گرفتار مشكلي نشود اما اين يك استثناء مي باشد و به طور طبيعي تداوم چنين روابطي به نتايج ناخوشايندي مي انجامد.
بنابراين در ارتباطهاي فاميلي نيز مانند پسر دايي و پسر عمو و يا شوهر خواهر بايد با سنگيني و متانت رفتار نمود و از هر رفتاري كه ارتباط صميمي ايجاد مي كند پرهيز نمود مانند شوخي كردن و اظهار علاقه و امثال آن طبيعي است كه چنين محبتي مانع محبت خدا مي شود و انسان را از قرب الهي دور مي كند.
دو نمونه از رفتار اولياي دين با نامحرمان
از اميرمؤمنان علي علیه السلام &nbsp;نقل شده است كه آن حضرت به زنان جوان ابتدا سلام نمي كرد و مي فرمود مي ترسم از شنيدن پاسخ سلام آنها در دلم چيزي وارد شود كه ضررش از ثواب سلام دادن بيشتر باشد[8].
در سرگذشت حضرت موسي علیه السلام آمده است: هنگامي كه دختر حضرت شعيب موسي عِلیه السلام را به سوي خانه خودشان راهنمايي مي كرد. از پيش رو حركت مي كرد و موسي به دنبال او حركت مي كرد ولي چون باد بر لباس دختر مي وزيد، حضرت موسي علیه السلام به دختر گفت من جلو حركت مي كنم و بر سر دو راهي مرا راهنمايي كن"،[9]
و اين گونه حضرت موسي علیه السلام عفت و حيا خويش را به نمايش گذاشت، بنابراين در جايي كه اولياي دين چنين احتياطهايي مي كنند وظيفه افراد ديگر روشن است،
توجيهاتي از نفس و شيطان
البته ممكن است انسان براي خود توجيهاتي پيدا كند مانند اين كه اين رابطه كاري لازم است و يا اين نوع رابطه طبيعي و انساني است و امثال آن
اما بايد توجه نمود كه اينها توجيهاتي است كه نفس انسان و شيطان براي فرار از انجام وظيفه مي كنند و تأثيري در حقيقت امر ندارد.
ارتباط زن و مرد نامحرم هر قدر بيشتر باشد و محبت آنها به همديگر هر اندازه عميق تر باشد امكان ناهنجاري در روابط اجتماعي و روابط خانوادگي بيشتر مي شود و دستيابي به محبت و قرب الهي مشكل تر مي شود و چنين لذت هاي زودگذر، آدمي را از لذت هاي پايدار محروم می سازد .
بنابراين ما هيچ گاه اين طور تصور نمي كنيم كه هر صحبتي بين دخترو پسر جنبه ي منفي و حرام دارد. ولي هنگامي كه چيزي خطر دارد بايد از آن پرهيز كنيم.
تشبیهی برای وجوب کاهش ارتباط زن و مرد نامحرم
روي لبه ي پرتگاه نبايد راه رفت. حال ممكن است كسي اين كار را انجام دهد و سقوط هم نكند، در آن صورت دليل نمي شود كه بگوييم روي لبه ي پرتگاه راه رفتن اشكالي ندارد و بي خطر است.
دختر و پسر آن هم در سنين جواني در اين دوستي ها بسيار آسيب پذير هستند. چون زمينه دروني و روحي آنها آماده است و با كوچك ترين برخوردي ممكن است علاقه اي شديد بين آنها به وجود آيد، كه چون حساب شده و منطقي نبوده، ضربات روحي و عاطفي زيادي را تحمل كنند.
اسلام، قرار گرفتن زن و مرد نامحرم در مكان خلوتي كه ديگري در آن راه ندارد، حرام كرده است. حال ممكن است كه هزاران مورد پيش بيايد و هيچ گناهي انجام نگيرد، ولي براي اين كه انسان در معرض خطر نباشد بايد حكم شرعي فوق را رعايت كند. حكم فوق براي اين نيست كه اسلام همه ي زنان و مردان را بد و خلاف كار مي داند، بلكه مي خواهد از احتمال بروز گناه و سقوط اخلاقي جلوگيري كند.
دقيقاً به همين جهت است كه ما بايد از دوستي بين دختر و پسر با هر بهانه اي در محيطهاي خصوصي وایجاد ارتباطات عاطفي پرهيز كنيم چراکه سرآغاز مشكلات و سلب آسايش در دنيا و آخرت است.
البته صحبت عادي دختر و پسري كه فاميل و يا آشناي نزديك هستند در حضور جمع اشكالي ندارد.
 عواقب روابط آزاد دختر و پسر
در ذيل به برخي از آن آثار و عواقبی که در نتیجه روابط آزاد دختر و پسر در جوامع غربي پيدا شده اشاره مي كنيم:
1ـ افزايش روابط جنسي نامشروع
تحقيق نشان مي دهد كه آمار روابط نامشروع جنسي كه ناشي از روابط آزاد دختر و پسر است، در امريكا و در تمامي جامعة اروپا رو به افزايش است، به گونه اي كه در سال 1993 در امريكا 50% روابط دختر و پسر به روابط جنسي تبديل شده است[10].
2ـ آبستني هاي ناخواسته و زودهنگام
آميزش جنسي نامشروع و افزايش آبستني هاي غير رسمي و زود هنگام يكي ديگر از آثار شوم روابط آزاد دختر و پسر است.
آندره ميشل در اين باره مي نويسد: "بيش از چهل درصد زنان امريكايي كه پيش از بيست سالگي ازدواج مي كنند. به علت روابط آزاد پسر و دختر، قبل از ازدواج حامله هستند. در نروژ 90% دختراني كه در سن كمتر از هيجده سال ازدواج مي كنند، آبستن هستند و در سوئد و آلمان نيز همين مطلب صادق است".[11]
نشريۀ آمريكايى &laquo;ريدرز دايجست&raquo; در سپتامبر 1996 گزارشى را دربارۀ دختران جوان كه عموماً در مدارس مختلط درس خوانده و ناخواسته مادر شده اند و در كنار فرزندان خود زندگى دشوارى را سپرى مى كنند، مى نويسد:&laquo;هر ساله 350 هزار دختر نوجوان آمريكايى در سنين 15- 19 سالگى در دورۀ دبيرستان فرزندان غير قانونى خود را به دنيا مى آورند كه اين آمار در دهه هاى اخير در حال افزايش است. اين دختران كه با رؤياهايى مانند ازدواج با دوستان پسر خود و اتمام تحصيلات و شروع يك زندگى ايده آل، به اين گونه ارتباطات روى آورده اند بسيار زود، پرده هاى سراب گونۀ اين اوهام از پيش رويشان كنار رفته و واقعيّت زندگى، چهرۀ خود را مى نماياند&raquo;.[12]
اين روزنامه در ادامه علت بروز اين نابهنجاري هاي جنسي را روابط آزاد دختر و پسر در مدارس دانسته، طي گفتگويي با تعدادي از اين دختران، به نقل از يكي از آنان مي نويسد: "اي كاش زمان به عقب بر مي گشت! اي كاش به عنوان عضوي از خانواده در ميان والدينم جاي داشتم. اي كاش هنگامي كه زمينه هاي ايجاد يك ارتباط نامشروع برايم فراهم شده بود، كمي هم به زندگي آينده ام مي انديشيدم و اين گونه به پايان خط نمي رسيدم".[13] و متأسفانه، اين بيداري درست در زماني به دست مي آيد كه اين دختران نوجوان ديگر شانسي براي برخورداري از يك زندگي سالم و ايده آل ندارند.
3ـ ازدياد غير قابل كنترل آمار سقط جنين
متناسب با افزايش نرخ آبستني هاي ناخواسته، آمار سقط جنين در كشور هاي غربي كه دختر و پسر پيش از ازدواج روابط آزاد دارند رو به تزايد است.
بر اساس آمار جمع آورى شده از كشورهاى غربى و آمريكا بيشتر زنانى كه سقط القايى انجام مى دهند بسيار جوان هستند؛ 55 درصد زير 25 سال و 31 درصد نوجوان محسوب مى شوند يعنى زير 19 سال كه مطابق تعريف كنوانسيون حقوق كودك، در ردۀ سنى كودكان گنجانده مى شوند. در آمريكا 88 درصد از سقطهاى القايى در فاصلۀ 6- 12 هفتگى جنين رخ مى دهد كه هم قلب جنين مى تپد و هم مغز او امواج الكتريكى صادر مى كند. 43 درصد از زنان، دست كم يك سقط را در طول زندگى خود تجربه مى كنند. فقط در آمريكا سالانه يك ميليون و سيصد و هفتاد هزار سقط انجام مى شود. [14]
به ادعاي يك پزشك امريكايي كه در يكي از زايشگاه هاي اين كشور مشغول بوده و در مورد مشكلات محل كار خود مقاله اي نوشته است، در حدود 47% از زايمان هاي تحت نظر وي مربوط به مواليد نامشروع بوده است. به ادعاي وي اكثر مواليد، مربوط به زنان پايين تر از بيست سال مربوط به روابط آزاد دختر و پسر بوده است. [15]
4ـ افزايش خانواده هاي تك والديني
افزايش شمار وصلت هاي غير رسمي، باعث كاهش در ميزان ازدواج را ترسيم مي كند كه يكي از پيامد هاي آن افزايش تعداد خانواده هاي تك والديني است؛ يعني خانواده هايي كه فرزندان در آن ها محكومند تنها با يكي از والدين خود زندگي كنند.
آندره ميشل مي گويد: "زندگي فرزندان نامشروع در بيش از 90% موارد با مادران است. اين گونه مادران كه تقريباً از سوي جامعه به ويژه والدين و آشنايان خود طرد مي شوند، براي گذراندن زندگي با مشكلات شديد اقتصادي و فقر و فلاكت مواجهند.
روزنامة "ايدرز ايجست" ضمن ارائه گزارشي از وضع فلاكت بار معيشتي اين گونه خانواده ها، گزارش زير را نوشته است: "مادر اين بچه - كه مادام بهانه پدر مي كند - براي تأمين نيازهاي مادي خود و فرزندانش ناچار است كه در دو شيفت كامل كار كند كه در نتيجه، فرزند وي در مقايسه با مادران ديگر، زمان كمتري را با او سپري مي كند. اين فرزند غيرقانوني در حقيقت هم از نعمت پدر و هم از نعمت مادر محروم است.
اين مادر نوجوان با تأسف و تأثر مي گويد: من با اين حاملگي نامشروع براي تمام عمر دخترم را از نعمت پدر محروم كردم و بايد تسلي بخش اندوه فراوان اين طفل باشم. [16]
5ـ روسپيگري[17]: پديدة شوم روسپي گري به ويژه در بين دختران جواني كه به طور ناخواسته صاحب فرزند نامشروع شده اند، در جوامع غربي شايع است، زيرا فرزندان ناخواسته، فرصت هاي اشتغال و تحصيل را از مادران گرفته، آنان ناچارند براي تأمين هزينه هاي زندگي و رهايي از فقر، به هر كاري رو آورند. [18]
6ـ گسترش بيماري هاي مقاربتي:
روابط آزاد دختر و پسر، در نتيجه روابط آزاد جنسي، سكوي پرش روسپي گري و افزايش بيماري هاي عفوني و مقاربتي است و با تمام تشكيلاتى كه براى مبارزه با بيماري هاي عفوني و مقاربتي امروز فراهم كرده اند، باز آمار نشان مى دهد: تا چه اندازه افراد از اين راه سلامت خود را از دست داده و مى دهند.[19]
نمونه هایی از این بیماریها
بيمارى هاى آميزشى بيمارى هاى زير را شامل مى شود:
1. سيفليس silihpys
2. سوزاك aehrronoG&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
3. شانكر يا آتشك diorcnahC
4. گرانولوم آميزشى sitamolunarg ainavonoD
5. التهاب مهبل[20]
6-ايدز از بيمارى هايى است كه يكى از راههاى عمده انتقال آن ارتباطهاى جنسى است.
اين بيمارى در يك دهه گذشته در سطح جهان به ويژه كشورهاى اروپائى و آمريكائى شيوع قابل توجهى يافته است. در اين باره كافي است بدانيم كه: در هر 13 ثانيه يك نفر در امريكا به ويروس مهلك بيماري ايدز مبتلا مي شود. قربانيان اين ويروس كه عمدتاً از طريق بي بندو باري جنسي مبتلا مي شوند، از اين بيماري عفوني هلاك مي گردند. [21]
&laquo;برخى پزشكان در رابطه با شيوع بيماريهاى آميزشى مى گويند: علت اصلى انتشار و شيوع بيمارى هاى مقاربتى اساسا به روابط جنسى آزاد و هر چيز كه موجب برهم خوردن كانون خانوادگى گردد مى باشد.&raquo;
دكتر &laquo;جان بيستون&raquo; نيز در همين رابطه مى گويد:
&laquo;از قرائن به دست آمده ثابت مى شود كه اغلب بيمارى هاى آميزشى در نتيجه وجود روابط جنسى خارج از دايره ازدواج (زنا) شيوع پيدا مى كند.&raquo;
در 20 سال أخير دانشمندان به رغم كشف پنى سيلين (nillicineP) و پايين آمدن آمار مبتلايان به اين بيمارى ها، به خطر بزرگى كه از اين بابت متوجه بشريت است پى بردند.
از اين رو در سال 1964 اقدام به تشكيل يك سمينار بزرگ جهانى با حضور 1500 متخصص از 50 كشور در آمريكا براى بحث پيرامون بيمارى هاى مقاربتى نمودند و كليه مطالب و مقالات ارائه شده در اين سمينار را در كتابى به نام &laquo;عملكرد سمينار جهانى بيمارى هاى مقاربتى&raquo; جمع آورى و منتشر نمودند. از بررسى هاى ارائه شده در اين سمينار مشخص گرديد كه نسبت بيمارى هاى مقاربتى در فاصله زمانى 1950- 1960 در 71 كشور از مجموع 105 كشور مورد مطالعه، افزايش يافته كه اغلب اين كشورها را كشورهاى اروپائى تشكيل مى دهند. يعنى از مجموع 20 كشور اروپائى، در 19 كشور آن بيمارى هاى مقاربتى افزايش يافته بود. كمترين ميزان رشد اين امراض در كشورهاى شرق مديترانه بود كه از مجموع 12 كشور فقط در 6 كشور افزايش بيمارى هاى مقاربتى وجود داشت.
در همين سمينار مشخص گرديد كه موارد ابتلا به سيفليس در آمريكا در سال 1957 جمعا 7600 مورد بوده كه اين رقم در سال 1961 به 20800 مورد يعنى تقريبا ظرف فقط چهار سال، سه برابر شده بود و اين بسيار وحشتناك است. اما موارد ابتلا به سوزاك فقط در كشور آمريكا به تنهايى به يك ميليون مورد در سال مى رسد. امّا تخمين مبتلايان به سيفليس در سرتاسر جهان در سال 1953 به 20 ميليون نفر مى رسيد.[22]
7-روابط باعث عقب افتادگي و عدم مسئوليت می شود[23]
كشانيدن تمتعات جنسى از محيط خانه به اجتماع، نيروى كار و فعاليت اجتماع را ضعيف مى كند.
آيا اگر پسر و دخترى در محيط جداگانه اى تحصيل كنند و فرضا در يك محيط درس مى خوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هيچ گونه آرايشى نداشته باشند بهتر درس مى خوانند و فكر مى كنند و به سخن استاد گوش مى كنند يا وقتى كه كنار هر پسرى يك دختر آرايش كرده با دامن كوتاه تا يك وجب بالاى زانو نشسته باشد؟ آيا اگر مردى در خيابان و بازار و اداره و كارخانه و غيره با قيافه هاى محرّك و مهيّج زنان آرايش كرده دائما مواجه باشد بهتر سرگرم كار و فعاليت مى شود يا در محيطى كه با چنين مناظرى روبرو نشود؟[24]
مطالعات دانشمندان تربيتي نشان داده: مدارسي كه دختر و پسر با هم درس مي خوانند، نيز مراكزي كه مرد و زن در آن كار مي كنند و بي بند و باري در روابط آن ها حكم فرما است ، كم كاري و عقب افتادگي و عدم مسئوليت مشاهده شده است.[25]
در روزهاي اخير از تلويزيون شنيديم كه يكي از كشورهاي اروپايي تصميم گرفت مدارس پسر و دختر را از هم جدا كند، چرا كه پي برده اند اختلاط مدارس دختر و پسرسبب افت تحصيل دانش آموزان مي شود.
پيامدهاي دیگر روابط آزاد دختر و پسر
عوارض ديگري چون جنون، عقده هاي رواني، تزايد جنايت و آدم كشي از ديگر نتايج آن روابط است.
به اين ترتيب روشن شد كه چرا اسلام روابط آزاد دختر و پسر و نگاه و صحبت هاي التذاذي آنان را حرام و ممنوع ساخته است.
آمار و نقل قول ها عمدتاً از كتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، تدوين دفتر مطالعات و تحقيقات زنان از صفحة 60 تا 72 برداشت شده است.
شبهه ای درباره جلوگیری از روابط ازاد بین دختر و پسر
طرفداران اخلاق جنسي معتقدند ايجاد حريم ميان زن و مرد بر اشتياق ها و التهاب ها مى افزايد و طبق اصل &laquo;الانسان حريص على ما منع منه&raquo; حرص و ولع نسبت به اعمال جنسى را در زن و مرد بيشتر مى كند. به علاوه، سركوب كردن غرايز موجب انواع اختلال هاى روانى و بيمارى هاى روحى مى گردد.
در روانشناسى جديد و مخصوصا در مكتب روانكاوى فرويد روى محروميت و ناكامى ها بسيار تكيه شده است. فرويد مى گويد ناكامى ها معلول قيود اجتماعى است، و پيشنهاد مى كند كه تا ممكن است بايد غريزه را آزاد گذاشت تا ناكامى و عوارض ناشى از آن پيش نيايد.
گفتار راسل
برتراند راسل مى گويد:اثر معمولى تحريم، عبارت از تحريك حس كنجكاوى عمومى است. و اين تأثير، هم در مورد ادبيات مستهجن و هم در موارد ديگر مصداق پيدا مى كند ...
سپس در جواب اين سؤال كه &laquo;آيا شما عقيده داريد انتشار موضوع هاى منافى عفّت علاقۀ مردم را به آن ها زياد نمى كند؟&raquo;
جواب مى دهد:علاقۀ مردم نسبت بدانها نقصان مى يابد. فرض كنيد چاپ و انتشار كارت پستال هاى منافى عفت مجاز و آزاد گردد. اگر چنين چيزى بشود اين اوراق براى مدت يك سال يا دو سال مورد استقبال واقع شده سپس مردم از آن خسته مى شوند و ديگر كسى حتى به آن ها نگاه هم نخواهد كرد.[26]
پاسخ
درست است كه ناكامى، بالخصوص ناكامى جنسى، عوارض وخيم و ناگوارى دارد و مبارزه با اقتضاى غرايز در حدودى كه مورد نياز طبيعت است غلط است، ولى برداشتن قيود اجتماعى مشكل را حل نمى كند بلكه بر آن مى افزايد.
در مورد غريزۀ جنسى و برخى غرايز ديگر برداشتن قيود، عشق به مفهوم واقعى را مى ميراند ولى طبيعت را هرزه و بى بندوبار مى كند. در اين موارد هرچه عرضه بيشتر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مى يابد.
اينكه راسل مى گويد: &laquo;اگر پخش عكس هاى منافى عفت مجاز بشود پس از مدتى مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند كرد&raquo; دربارۀ يك عكس بالخصوص و يك نوع بى عفتى بالخصوص صادق است، ولى در مورد مطلق بى عفتى ها صادق نيست يعنى از يك نوع خاص بى عفتى خستگى پيدا مى شود ولى نه بدين معنى كه تمايل به عفاف جانشين آن شود بلكه بدين معنى كه آتش و عطش روحى زبانه مى كشد و نوعى ديگر را تقاضا مى كند؛ و اين تقاضاها هرگز تمام شدنى نيست.
خود راسل در كتاب زناشويى و اخلاق اعتراف مى كند كه عطش روحى در مسائل جنسى غير از حرارت جسمى است. آنچه با ارضاء تسكين مى يابد حرارت جسمى است نه عطش روحى.
توضیح مطلب
آزادى در مسائل جنسى سبب شعله ور شدن شهوات به صورت حرص و آز مى گردد، از نوع حرص و آزهايى كه در صاحبان حرمسراهاى رومى و ايرانى و عرب سراغ داريم.
اقسام حاجت
حاجت هاى طبيعى بر دو قسم است. يك نوع حاجت هاى محدود و سطحى است؛ مثل خوردن، خوابيدن. در اين نوع از حاجت ها همين كه ظرفيت غريزه اشباع و حاجت جسمانى مرتفع گردد، رغبت انسان هم از بين مى رود و حتى ممكن است به تنفر و انزجار مبدل گردد. ولى يك نوع ديگر از نيازهاى طبيعى، عميق و دريا صفت و هيجان پذير است مانند پول پرستى و جاه طلبى.
غريزۀ جنسى داراى دو جنبه است. از نظر حرارت جسمى از نوع اول است ولى از نظر تمايل روحى دو جنس به يكديگر چنين نيست.
براى روشن شدن، مقايسه اى به عمل مى آوريم:
هرجامعه اى از لحاظ خوراك يك مقدار معين تقاضا دارد؛ يعنى اگر كشورى مثلا بيست ميليون جمعيت داشته باشد مصرف خوراكى آن ها معين است كه كمتر از آن نبايد باشد و زيادتر هم اگر باشد نمى توانند مصرف كنند. فرضا اگر گندم زياد داشته باشند به دريا مى ريزند.
دربارۀ اين جامعه اگر بپرسيم مصرف خوراك آن در سال چقدر است، جواب مقدار مشخصى خواهد بود. ولى اگر دربارۀ يك جامعه بپرسيم كه از نظر علاقۀ افراد به پول چقدر احتياج به ثروت هست؟ يعنى چقدر پول لازم دارد تا حس پول پرستى همۀ افراد آن را اشباع كند به طورى كه اگر باز هم بخواهيم به آن پول بدهيم بگويند ديگر سير شده ايم، ميل نداريم و نمى توانيم بگيريم، جواب اين است كه اين خواست حدى نخواهد داشت.
علم دوستى و جاه طلبى بشر هم همين حالت را دارند
جنبه های غريزۀ جنسى
غريزۀ جنسى دو جنبه دارد: جنبۀ جسمانى و جنبۀ روحى. از جنبۀ جسمى محدود است. از اين نظر يك زن يا دو زن براى اشباع مرد كافى است، ولى از نظر تنوع طلبى و عطش روحى اى نامحدود است
از يكى سير مى شود و متوجه ديگرى مى گردد. در عين اينكه ده ها نفر در اختيار دارد در بند ده نفر ديگر است و این عطش است كه در زمينۀ بى بندوبارى ها و معاشرت هاى به اصطلاح آزاد به وجود مى آيد و &laquo;هوس&raquo; ناميده مى شود که ارضاءشدنى نيست.
اگر مردى در اين مجرا بيفتد، فرضا حرمسرايى نظير حرمسراى هارون الرشيد و خسرو پرويز داشته باشد پر از زيبارويان كه سالى يك بار به هريك نوبت نرسد، باز اگر بشنود كه در اقصى نقاط جهان يك زيباروى ديگر هست، طالب آن خواهد شد. نمى گويد بس است ديگر سير شده ام.
در اين گونه حالات، سير كردن و ارضاء از راه فراوانى امكان ندارد و اگر كسى بخواهد از اين راه وارد شود درست مثل آن است كه بخواهد آتش را با هيزم سير كند.
طبيعت انسانى از نظر خواسته هاى روحى محدوديت ندارد
به طور كلى در طبيعت انسانى از نظر خواسته هاى روحى محدوديت در كار نيست.
انسان روحا طالب بى نهايت آفريده شده است. وقتى هم كه خواسته هاى روحى در مسير ماديات قرار گرفت به هيچ حدى متوقف نمى شود، رسيدن به هر مرحله اى ميل و طلب مرحلۀ ديگر را در او به وجود مى آورد.
اشتباه كرده اند كسانى كه طغيان نفس امّاره و احساسات شهوانى را تنها معلول محروميت ها و عقده هاى ناشى از محروميت ها دانسته اند. همان طور كه محروميت سبب طغيان و شعله ور شدن شهوات مى گردد، پيروى و اطاعت و تسليم مطلق نيز سبب طغيان و شعله ور شدن آتش شهوات مى گردد.[27]
فصل دوم: راه حل کاهش فشارهای جنسی
طولانى شدن دوران تحصيل
بدون شک طولانى شدن دوران تحصيل يك &laquo;مانع بزرگ و مهم&raquo; براى بسيارى از جوانان در راه ازدواج محسوب مى گردد.
ارتقاي سطح علمي جامعه انگيزه شديدي را در تمام جوانان دختر و پسر ايجاد كرده تا در ابتداي زندگي و مقدّم بر هر نياز ديگر خود به كسب دانش بپردازند. آن ها، به گمان اين كه تحصيل علمي با ازدواج تنافي و تضاد كامل دارد، به كسب علم و اخذ مدارج علمي بالاتر بيش تر اولويت مي دهند و بر اين باورند كه با مدرك بالاتر از ازدواج موفق تر و زندگي مرفه تر و آسوده تري برخوردار خواهند بود. بنابراين، براي تحصيل علم، ازدواج را به تأخير مي اندازند.
دوران تحصيلى براى بسيارى از رشته ها در حدود 18 سال يا كمى كمتر است و بنابراين يك جوان هنگامى مى تواند نفس آزادى بكشد كه تقريباً 25 سال دارد، تازه &laquo;جوانى است جوياى كار&raquo; (اگر بتوانيم كلمه جوان را به معناى واقعى درباره او به كار ببريم، زيرا قسمت عمده جوانى را پشت سر گذاشته و تنها حاشيه آن باقيمانده است!).
و چنين به نظر مى رسد كه در دنياى آينده كه دنياى تخصّص است اين سن، از اين هم بالاتر برود و شايد تا حدود 35 سالگى ادامه يابد![28]
از طرف دیگر نياز جنسي که یکی از مهمترین نیازهای انسان است و باید &nbsp;در شرايط زماني مناسب به نحو صحيح ارضا شود بهترين دوران ارضاء اين نياز آغاز جواني است
اين نیاز اگر به صورت صحيحى رهبرى نگردد خرد كننده ترين ضربه را بر پايه خوشبختى و سعادت جوانان خواهد زد، و سرنوشت آنها را به كلى دگرگون خواهد ساخت.
نيروهاى خلّاق آنها، همچون غنچه هاى ناشكفته پرپر شده نابود خواهند شد، و &laquo;نبوغ&raquo; و &laquo;ابتكار&raquo; آنان كه ممكن است سرچشمه افتخارات فراوانى براى خودشان يا اجتماع گردد مسلّماً به هدر خواهد رفت.[29]
بنابراین جوانان مجردی که قصد تحصیل دارند از ناحیه نیاز جنسی تحت فشار هستند و از آنجایی که&nbsp;
مجاز نيستند از طریق گناه مثل رابطه نا مشروع نیاز جنسی خود را برآورده کنند زيرا خطر گناه و آلوده دامني بسيار فراتر از فشارها و رنج هاي عزوبت و بي همسري است پس راه حل کاهش فشارهای جنسی در این گونه افراد چیست؟
برای این گونه افراد دو راه حل وجود دارد که یکی ازدواج و دیگر کنترل غریزه جنسی است.
راه حل اول: ازدواج
آيا بايد &laquo;ازدواج&raquo; متوقّف بر &laquo;پايان دوران تحصيل&raquo; باشد؟
آيا بايد &laquo;ازدواج&raquo; حتماً متوقّف بر &laquo;پايان دوران تحصيل&raquo; باشد هر قدر دوران تحصيل طولانى تر گردد؟ يا بايد اين رابطه را كه بعضى تصوّر مى كنند ناگسستنى است ميان اين دو از بين برد، و جوانان را از اين شرط فوق العاده سنگين آزاد ساخت.
ولى از طرفى يك جوان محصّل كه خود به صورت يك &laquo;دستگاه مصرف&raquo; و &laquo;هزينه تراش&raquo; است، نه يك &laquo;دستگاه توليد&raquo; و ايجاد درآمد، چگونه مى تواند دم از ازدواج با آن بارهاى سنگين و كمرشكن، بزند؟ و چگونه مى توان رابطه ازدواج را با پايان تحصيل انكار كرد؟[30]
به نظر می رسد اگر كمى آزاد فكر كنيم و از دنباله روى هاى غلط بپرهيزيم حل اين مسأله زياد مشكل نيست، و طرح روشنى براى آن وجود دارد و آن اين كه:
الف)نامزدی در دوران تحصیل
چه مانعى دارد جوانان در دوران تحصيل- هنگامى كه به سنين مناسب ازدواج مى رسند- شريك زندگى آينده خود را با مشورت با پدران و مادران و دوستان دلسوز روشن انتخاب كنند، نخست يك نوع نامزدى مشروع (خواندن عقد ازدواج و انجام مراسم مذهبى و قانونى، بدون مراسم عروسى) كه نياز به هيچ گونه تشريفات و تجملات و هزينه هاى سنگين ندارد، در ميان آنها برقرار گردد، و دختر و پسر بدانند به يكديگر تعلق دارند و شريك زندگى آينده يكديگر خواهند بود.
سپس با فراهم شدن امكانات در نخستين فرصت اقدام به بقيه مراسم ازدواج و عروسى با وضع ساده و آبرومندى كنند[31]
فايده ازدواج در دوران تحصیل
فايده اين طرح، نخست اين است كه يك آرامش روحى به جوانان مى بخشد، و به زندگى آنها نور اميد مى پاشد، و از هيولاى وحشتناكى از آينده مبهم كه بسيارى از مجردان را آزار مى دهد نجات مى بخشد.
و ديگر اين كه آنها را در برابر بسيارى از انحرافات اخلاقى بيمه مى كند و از تلف كردن وقت هاى فراوان به منظور پيدا كردن همسر مناسب مصرف مى گردد، نجات و رهايى مى بخشد و زندگى آنها را در يك مسير طبيعى قرار مى دهد.
انجام اين طرح براى اكثر جوانان ممكن است. اگر پدران و مادران، هوشيارى به خرج دهند، خود جوانان هم درست بينديشند، و اين طرح معمول گردد قسمت قابل توجّهى از مشكلات مربوط به اين مسأله حل خواهد شد.
خلاصه اين كه برقرارى مراسم نامزدى شرعى (عقد خوانده) و پيوند تعلق يك پسر و دختر به يكديگر، به جوانان امكان مى دهد كه قسمت قابل توجّهى از نياز جنسى خود را از اين راه برطرف كنند، زيرا دوران نامزدى دورانى است كه بسيارى از مزاياى زندگى زناشويى را در بر دارد و مقدار قابل ملاحظه اى از محروميّت هاى جنسى جوانان را- كه نياز به شرح ندارد- جبران خواهد نمود.
و به اين وسيله مى توان جوانان را از آلودگى به فحشا و انحرافات جنسى نگاه داشت، بدون اين كه هزينه اضافى خاصّى به خانواده پسر يا دختر تحميل گردد و يا مسأله به وجود آمدن فرزند پيش آيد و مشكلى براى ادامه تحصيل آنها ايجاد نمايد.[32]
ب)ازدواج در دوران تحصیل
راه ديگر اقدام رسمى به ازدواج تا آخرين مرحله يعنى مرحله عروسى است، منتها با طرق خاصّى كه امروز فراوان است (و بسيارى از آنها شرعاً هم جايز است) از انعقاد نطفه فرزند جلوگيرى شود، چون اشكال عمده ازدواج مسأله فرزندانى است كه ميوه آن مى باشد كه تحمل آن براى جوانان در اين سنين و با ادامه تحصيل مشكل است، ولى همه اين طرح ها در صورتى است كه ازدواج از صورت تشريفاتى و پر خرج و هزينه هاى كمرشكن فعلى كه هيچ دليل منطقى براى آن وجود ندارد بلكه كاملًا احمقانه به نظر مى رسد، درآيد و ساده و بدون تشريفات برگزار گردد.
اگر راستى پدران و مادران، و همچنين جوانان خواهان سعادتند راه اين است، و نشستن در انتظار پايان دوران تحصيلات عالى، و سپس پيدا كردن يك شغل مناسب و آبرومند و پردرآمد، و تهيه خانه و اتومبيل و وسايل ديگر و هزينه هاى سنگين ازدواج تشريفاتى، نتيجه اش، علاوه بر آلودگى شديد جوانان و هزاران گونه انحراف، اين مى شود كه غالباً در سنين نزديك به 35 يا 40 سالگى كه دوران (بازنشستگى)! كم كم نزديك مى شود اقدام به ازدواج كنند و اين گونه ازدواج ها صددرصد غير طبيعى و فاقد روح و اصالت است، به دليل اين كه هيچ گونه هماهنگى با سازمان هاى وجود انسان و تاريخى كه غرائز طبيعى براى ازدواج تعيين كرده اند ندارد.[33]
راه حل دوم: كنترل غريزه جنسی
اگر کسی به خاطر مشکلاتی که بر سر راه او است نمی تواند ازدواج کند باید غریزه جنسی خود را کنترل کند و این کار به دو صورت ممكن است تحقق پذيرد:
1- كنترل منفي: غالبا وقتي سخن از كنترل غريزه جنسي به ميان مي آيد، توجه اشخاص به سمت و سوي نوع منفي آن جلب مي شود و آن اين است كه كسي با وجود تحريكات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريك شده اش مبارزه و مقابله كند و به سوي ارتكاب جرم نرود، چنين كاري گرچه قطعا بهتر از عمل به جرم است، ولي پيامدهاي سوء و مخرب آن بر كسي پوشيده نيست. اين كار هم به غايت دشوار است و هم زيانبار و بدين جهت هرگاه شخصي به كنترل غريزه سفارش مي شود با چنين برداشتي از آن و تصور دشواري و زيانباري آن، از پذيرفتن چنين توصيه هايي سرباز مي زند.
2- كنترل مثبت: غريزه جنسي اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب ترين راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهيز از صحنه ها و كارهايي است كه به تحريك اين غريزه مي انجامد.
اين نوع از كنترل، كه در حقيقت جنبه ي پيشگيري دارد هم راحت است و هم بي زيان و بلكه مفيد. زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليه اي است با سرعت معمولي و قانوني كه در مواجهه با خطر، مهار حركت آن زحمت چنداني ندارد، و فشاري بر جسم و روان تحميل نمي كند تا به آن صدمه اي وارد شود بلکه مفيد هم است چون موجب مي شود مغز و اعصاب و قواي بدن در حالت عادي به سر برند و تعادل رواني شخص محفوظ بماند وانرژي و سرمايه هاي جسمي و روحي او بيهوده مصرف نشوند.
برخلاف موقعی که انسان بخواهد بدون پرهيز از صحنه ها و كارهاي محرک، غریزه جنسی خود را مهار کند که در این صورت همچون ماشيني است كه با سرعتي بسيار فراتر از حد شناخته شده و بايسته خود سير مي كند كه چه بسا به كلي اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته و مصيبت ها به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براي وسيله و صاحب آن به همراه دارد.
پيش از اين نيز از قرآن كريم نقل كرديم كه بايد كساني كه قدرت و وضعيت مساعد براي ازدواج ندارند عفت پيشه كنند وعفت در اين آيه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصي منافي با آن را دارد ولي با تأمل بيشتر معلوم مي شود كه آيه كريمه معنايي عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است
طرق كنترل مثبت
1-پرهيز از فكر و ترسيم صحنه هاي محرك در ذهن و خيال
از فكر كردن و تصور نمودن و حتي تخيل امور جنسي (چه جنس موافق چه مخالف) اجتناب شود و حتي به قصد داشتن اطلاعات و آگاهي به سراغ مطالب جنسي و شوخي هاي جنسي و تحريك كننده در كتاب ها و مجلات و ... نباید رفت بلکه باید محتواي خوب، مفيد و مورد علاقه و... در دسترس ذهن باشد تا ذهن در حالت سرگرداني به سراغ اين امور نرود.
عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام نقل مي كند كه حضرت علیه السلام فرمود:عيسي بن مریم &nbsp;علیه السلام به اصحاب خود فرمود:... موسي به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مي دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد زيرا كسي كه خيال زنا كند مانند كسي است كه در خانه اي نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنين كاري گرچه خانه را نمي سوزاند ولي زينت و صفاي آن را مكدر كرده و فاسد مي كند. [34]
و همچنین به محض ورود افكار جنسي به ذهن باید سريع به نماز خواندن يا هر فكر معنوي و مثبت مثل ياد مرگ و مردن و عالم آخرت مشغول شد و به نيت رها شدن از اين فكر نيايش كرد و از خداوند كمك خواست، حتي اگرانسان در خيابان در حال حركت و يا در اتوبوس به صورت نشسته و یا در هر حالت دیگر باشد می تواند نيت كند و به نماز خواندن مشغول شود.
و در اين حالت اگر در مكان خلوت باشد، تغيير محيط داده و به مكان هاي عمومي برود و با صحبت کردن با دیگران خود را مشغول کند
2-دوري از نگاه هاي مسموم و مناظر تحريك آميز
باید از نگاه كردن به مناظر، فيلم ها و تصاوير تحريك كننده خودداري كرد &nbsp;و به محض رو به رو شدن با اين امور، باید چشم را بسته يا به زمين و آسمان خيره شد و حتي محيط تحريك كننده را ترك کرد.
قرآن كريم در دو آيه متوالي دستور به اغماض و نگهداري چشم از نگاه حرام و هوس آلود داده است.
در آيه اول مي فرمايد: قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم...&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
به مؤمنان بگو ديدشان - را از نامحرمان - فرو نشانند و نهانگاه هاي خود را - از وقوع در حرام - نگه دارند
و در آيه بعدي مي فرمايد: و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن..[35].&nbsp;&nbsp;&nbsp;
به زنان مؤمن بگو - چشمهايشان را فرو گيرند و نهانگاه هاي خويش را محافظت كنند.
جالب اين است كه در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرك و عفت چشم مي دهد و آن گاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.
رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم مي فرمايند:النظرة سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من الله اعطاه الله ايمانا يجد حلاوته في قلبه[36]
نگاه هوس آلود، تيري است مسموم از تيرهاي شيطان، هر كس آن را به جهت خوف الهي ترك كند، خداوند ايماني به او مي بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مي كند.
3- اجتناب ازبعضی دوستان
باید ازگفتگوهاي دوستانه و نشست هاي غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و افرادي كه كشش جنسي و تمايل به اين رفتار را در انسان افزايش مي دهند اجتناب کرد
از حضرت امام باقرعلیه السلام اين گونه روايت شده است: هر كس به سخن گوينده اي گوش فرا دهد او را بندگي كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطاني بر زبانش جاري كند قطعا بندگي شيطان كرده است. [37]
4- اجتناب از غذاهای محرک
از خوردن غذاهاي محرك مانند خرما، پياز، فلفل، تخم مرغ، سوسيس، كالباس، گوشت قرمز، غذاي پرچرب اجتناب كرد.
و همچنین باید از افراط در خوردن غذا و نوشيدن آب و مايعات خصوصا قبل از خواب اجتناب کرد
چراکه پرخوري باعث برانگیخته شدن غریزه جنسی انسان می شود، در حالی که اعتدال و كم خوري باعث ضعیف شدن این غریزه می شود.
در حديثي از پيامبر گرامي صلی الله علیه و آله و سلم چنین آمده است که آن حضرت پس از آن كه جوانان را به ازدواج ترغيب مي كنند مي فرمايند:هر كس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگيرد يقينا روزه نيروي غريزه او را تضعيف مي كند. [38]&nbsp;
و اگر کسی توان روزه گرفتن نداريد، روزه اخلاقي بگيريد، يعني ميزان مصرف غذا و آب مصرفي را كاهش دهيد و فاصله هر وعده غذا را افزايش دهيد و مقدار آن را اندك اندك، کم كنيد.
5- اشتغال، ورزش و سرگرمي هاي مفيد.
هرگز انسان نباید بيكار باشد بلکه باید براي اوقات فراغت خود برنامه داشته باشد، هر چند در ابتدا كم فائده ولي با علاقه.
زيرا با وجود فراغت، هم مواد غذايي در تقويت غريزه به مصرف مي رسد و هم فكر و خيال مصروف چاره سازي در تفريغ آن مي شود و لذا در روايات بر اشتغال و كار و پرهيز از فراغت (بي كار و وقت آزاد) تأكيد بسيار شده است.
حضرت امام صادق علیه السلام در حديث پردامنه &laquo;مفضل&raquo; مي فرمايند:... و همين گونه انسان اگر بي كار و فارغ باشد، به بيهودگي و سرمستي دچار مي شود و بر اثر آن به مسايلي مبتلا مي شود كه زيان آن هم بر خود و هم بر نزديكان او سنگيني خواهد كرد.[39]..
اوقات فراغت باید با مطالعه، گردش، زيارت، هنرهاي دستي و عبادت و هر كار مورد علاقه پر شود.
و همچنین باید به منظور تخليه انرژي زايد به طور منظم و زياد نرمش و ورزش كرد. ورزش ها بايد ساده پيوسته و طولاني مدت انجام گيرد تا بدن از انجام آنها به نوعي رياضت وادار گردد و از شدت فعاليت عرق كند.
7- تلاوت قرآن و ادعيه
قرآن زياد مطالعه شود و باید در معاني آن تفکر کرد &nbsp;چون بي شك انس با قرآن ، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامين آن، خود شفاي هر دردي است كه به سرعت كار هر پريشاني را رو به سامان مي برد و زخم هاي پنهان را التيام مي دهد و همت ها را تا آسمان ها بالا مي برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات را نجات مي بخشد.
اميرمؤمنان علیه السلام مي فرمايند: قرآن را فرا گيريد زيرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرض ها و دردهاي خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروي شفابخش سينه هاست و آن را نيكو تلاوت كنيد كه به يقين سودمندترين قصه هاست[40].
و همچنین مانوس بودن با دعاهایی که در کتب معتبره ادعیه بيان شده خوب است &nbsp;و شرکت در مراسم ديني و مذهبي باعث می شود روحيه ديني و ميزان پايبندي به رفتارهاي ديني تقويت شود و افزايش یابد.
خلاصه اين كه: راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه با غريزه جنسي نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت با شرحي كه بيان شد و سپس كنترل منفي با وجود همه زيان هاي آن، ولي هيچ گاه به بي بند و باري و افسارگسيختگي و آلودگي به گناه رضايت نمي دهد و زيان آن را به مراتب خسارت بارتر و ويرانگرتر از ضرر كنترل منفي مي داند
خدايا به ما کمک کن تا در مسیر رضای تو گام برداریم.
&laquo;و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين&raquo;
احمد محمودتبار درزی &ndash;چهاردهم آبان سال هشتاد و نه هجری شمسی

[1] .خمينى، سيد روح اللّٰه موسوى، استفتاءات (امام خمينى)، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، پنجم، 1422 ه&zwj; ق)، ج 3، ص: 258 - نظر، لمس، صداى نامحرم و ...[مسائلى در ارتباط با نامحرم]
[2] . واحد پاسخ به سؤالات دفتر تبليغات اسلامي
[3] . العنكبوت 4
[4] . مؤسسه پيوند با امام (ره)
[5] . وسائل الشيعة ج : 20 ص : 132 (بَابُ كَرَاهَةِ جِمَاعِ الْمَرْأَةِ وَ الْجَارِيَةِ وَ فِي الْبَيْتِ صَبِيٌّ أَوْ صَبِيَّةٌ تَرَى وَ تَسْمَعُ أَوْ خَادِمٌ وَ اسْتِحْبَابِ زِيَادَةِ التَّسَتُّرِ بِالْجِمَاعِ)
[6] . من لايحضره الفقيه ج : 4 ص : 377 (الشَّبَابُ شُعْبَةٌ مِنَ الْجُنُونِ)
[7] . مؤسسه پيوند با امام (ره)
[8] . كافى ج 2 ص 148 ح 1 ،باب التسليم علي النساء
[9] . تفسيرنمونه، ج 16، ص 59
[10] . كتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، تدوين دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
[11] . كتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، تدوين دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
[12] . فصلنامۀ كتاب نقد، شمارۀ 31، ص 84 به نقل از واژه نامۀ زنان؛ مجلۀ زنان و تازه هاى انديشه، 1380، شمارۀ 3، ص 40 و دائرة المعارف فقه مقارن؛ ص: 88 و-89
[13] . كتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، تدوين دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
[14] . فصلنامۀ كتاب نقد، شمارۀ 31، ص 61 و دائرة المعارف فقه مقارن؛ ص: 87
[15] . كتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، تدوين دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
[16] . كتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، تدوين دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
[17] . یعنی اینکه یک زن &nbsp;برای کسب درآمد خود را در معرض دیگران قرار دهد که هر مردى- بدون استثناء- مى تواند با او رابطه داشته باشد
[18] . كتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، تدوين دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
[19] . مكارم شيرازى ناصر، تفسير نمونه ،دار الكتب الإسلامية،تهران، سال 1374 ش اول ، ج 12، ص: 123
[20].طب در قرآن 180-181
[21] . كتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، تدوين دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
[22] . طب در قرآن 181-182
[23] . واحد پاسخ به سؤالات دفتر تبليغات اسلامی
[24] . رسائل حجابيه، ج 2، ص: 1154
[25] . - تفسير نمونه، ج14، ص 445.
[26] . كتاب جهانى كه من مى شناسم(ترجمۀ فارسى) صفحه 69 و 70
[27] . جعفريان، رسول، رسائل حجابيه، دو جلد، دليل ما، قم - ايران، دوم، 1428 ه&zwj; ق؛ ج 2، ص: 1162-1166
[28] . مکارم شیرازی، ناصر، مشكلات جنسى جوانان، ص: 16
[29] . مکارم شیرازی، ناصر، مشكلات جنسى جوانان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;127&nbsp;&nbsp;&nbsp;
[30] . مکارم شیرازی، ناصر، مشكلات جنسى جوانان، ص: 17
[31] . مکارم شیرازی، ناصر، مشكلات جنسى جوانان، ص: 17
[32] . مکارم شیرازی، ناصر، مشكلات جنسى جوانان، ص: 17
[33] . مکارم شیرازی، ناصر، مشكلات جنسى جوانان، ص: 20
[34] . عاملى، حر، وسائل الشيعة، ، مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم، 1409 هجرى قمری ، ج 14، ص 240 (ان عيسي قال للحواريين:... ان موسي امركم ان لا تزنوا و انا آمركم ان لاتحدثوا انفسكم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا كان كمن او قد في بيت مزوق فافسد التزاويق الدخان و ا ن لم يخرق البيت)
[35] . نور، آيه 30 - 31
[36] . الاخلاق، سيد عبدالله شبر، قم، انتشارات بصيرتي، ص 127
[37] . وسائل الشيعه، چاپ ايران، كتابفروشي اسلاميه، ج 12، ص 236 (من اصغي الي ناطق فقد عبده، فان كان الناطق يؤدي عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان كان يؤدي عن الشيطان فقد عبد الشيطان)
[38] . مستدرك الوسائل، ج 2، ص 531 (و من لم يستطع فليصم فان الصوم به وجاء)
[39] . بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج 3، ص 87(... وهكذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الي ما يعظم ضرره عليه و علي من قرب منه...)
[40] . وسائل الشيعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائة القرآن، باب 1، ح 7 (و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص)]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:20:11 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>دستوراتی برای خلاصی از چشم‌زخم</title>
<link>https://pasokhgo90.loxblog.com/دستوراتی-برای-خلاصی-از-چشمزخم</link>
<guid>https://pasokhgo90.loxblog.com/دستوراتی-برای-خلاصی-از-چشمزخم</guid>

<description><![CDATA[
دستوراتی برای خلاصی از چشم&zwnj;زخم






سحر و چشم زخم&nbsp;از مقولاتی است كه در قرآن كریم نیز بدان اشاره شده و هنوز هم هستند افرادی كه از این ابزار علیه دیگران استفاده می&zwnj;كنند.

&nbsp;آیةالله بهجت برای رفع آن دستوراتی را توصیه فرمودند كه بیشتر بر مبانی قرآنی استوار است.
&nbsp;از آیةالله بهجت رضوان&zwnj;الله تعالی علیه سوال شد كه "كسی كه سحر شده باشد یا دچار چشم&zwnj;زخم شده باشد برای بطلان سحر و دفع چشم&zwnj;زخم باید چه كند؟"
در پاسخ فرمودند: موارد ذیل را مراعات و عمل نمایید:
1- قرآن كوچك همیشه همراه داشته باشید.
2- معوذتین [سوره&zwnj;های مباركه فلق و ناس] را بخوانید و تكرار نمائید.
3- آیةالكرسی را بخوانید و در منزل نصب نمائید.
4- چهار قل [سوره&zwnj;های مباركه توحید، كارفرون، فلق و ناس] را بخوانید و تكرار نمائید، خصوصا وقت خواب.
5- در موقع اذان با صدای نسبتا بلند اذان بگوئید.
6- روزی 50 آیه از قرآن كریم را با صدای نسبتا بلند بخوانید]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:20:11 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>فضیلت خواندن حدیث کسا از لسان بزرگان</title>
<link>https://pasokhgo90.loxblog.com/فضیلت-خواندن-حدیث-کسا-از-لسان-بزرگان</link>
<guid>https://pasokhgo90.loxblog.com/فضیلت-خواندن-حدیث-کسا-از-لسان-بزرگان</guid>

<description><![CDATA[

اندر فضیلت حدیث کسا
مرحوم آيت&zwnj;الله بهاءالديني بسيار به آن معتقد بودند. هنگامي که ايشان در بيمارستان بستري بودند، به اتفاقي جمعي از دوستان به بيمارستان رفته و حديث کساء را براي شفاي ايشان خوانديم و ايشان شفا يافتند.

به گزارش شیعه آنلاین، آیت الله &laquo;محمد محمدی ری شهری&raquo; وزیر پیشین اطلاعات جمهوری اسلامی ایران طی گفتگویی که در شماره ٢١٢ مجله کیهان فرهنگی منتشر شد، در مورد صحت سند &laquo;حدیث کساء&raquo; گفت: &laquo;ببینید! حدیث کساء از احادیث صحیحه است که حضرت رسول (ص) عبای خیبری را بر سر اهل بیت (ع) انداختند و آیه تطهیر نازل شد. این حدیث صحیح را شیعه و سنی هر دو نقل کرده اند و شکی هم در آن نیست. ولی این متنی که به عنوان حدیث کساء در مفاتیح آمده است، هم از نظر متن و هم از نظر سند، اشکال دارد.  &laquo;ری شهری&raquo; افزود: اصولاً به آن صورت، تا 200 سال پیش در هیچ کتابی نیست، حتی علامه مجلسی که احادیث ضعیف را هم ضبط کرده، آن را در کتاب بحار الانوار نیاورده، اصولا بسیاری از احادیث عرفانی هست که بعد از قرن ششم وارد جامعه اسلامی شده، یعنی تا سال 600 هجری در هیچ و مأخذی نیست، بعداً به کتب حدیثی وارد شده است. حدیث کساء به اتفاق شیعه و سنی در خانه &laquo;ام سلمه&raquo; بوده، ولی روایت جدید می گوید در خانه حضرت فاطمه (س) بوده! اتفاقاً مهم این است که حدیث کساء درخانه &laquo;ام سلمه&raquo; باشد و پیامبر (ص) ام سلمه را راه ندهد. مهم این است که اعلام شود ازواج پیامبر (ص) جزء اهل بیت نیستند.  در همین راستا خبرنگار ما با هدف بررسی دقیق تر این موضوع نظر برخی مراجع تقلید و علمای سرشناس را گردآوری کرده و جویا شد که پاسخ آنان در مورد حدیث کساء به شرح ذیل بوده است:  حضرت آيت&zwnj;الله بهجت: براي شفاي مريض حديث کساء را مکررا بخوانيد و هنگام خواندن در مجلس عود روشن کنيد. (گوهرهاي حکيمانه، ص 13)  حضرت آيت&zwnj;الله ميرزا جواد تبريزي: براي درخواست حاجت حديث کساء را بخوانيد. (مجله افق حوزه، ش 205؛ ماهنامه موعود، ش 107)  حضرت آيت&zwnj;الله لطف&zwnj;الله صافي: با توجه به اين که حديث کساء مشتمل بر فضايل اهل بيت است، خواندن آن مستحب بوده و توصيه مي&zwnj;شود. (استفتاء شخصي)  حضرت آيت&zwnj;الله شبيري زنجانی: اگرچه گفته شود سند صحيحي ندارد، اما محتواي درستي دارد و برکات آن به تجربه ثابت شده است. (استفتاء شخصي)  حضرت آيت&zwnj;الله سيدعلي گلپايگاني: براي فرزنددار شدن از شب مجامعت تا مشخص شدن بارداري هر شب حديث کساء را بخوانيد. (توصيه به نگارنده در تاريخ يکشنبه 20/2/89 قبل از نماز مغرب در بيت ايشان)  حضرت آيت&zwnj;الله وحيد خراسانی: خواندن حديث کساء توصيه مي&zwnj;شود. (استفتاء شخصي) آیت الله جاودان: اگرچه متن آن از نظر عقيدتي قابل احتجاج نيست، اما مطالب آن صحيح است و از آن حوائجي گرفته&zwnj;ايم. لذا خواندن آن توصيه مي&zwnj;شود. (نظر ايشان از قول يکي از شاگردان)  آيت&zwnj;الله شيخ جواد کربلائي: خواندن حديث کساء براي رفع حاجت و شفاي بيمار خوب است. (استفتاء شخصي)  آيت&zwnj;الله آقارضي شيرازي: اگرچه سند درستي ندارد، اما چون مطالب آن درست است، خواندن آن را براي گرفتن حاجت و شفاي مريض توصيه مي&zwnj;کنيم.  حضرت آيت&zwnj;الله بهاءالديني: براي رهايي از مشکلات راه&zwnj;هايي است که بهترين آنها را خود ما حس کرده&zwnj;ايم و به کمک آنها به حاجت&zwnj;هايمان رسيده&zwnj;ايم که چهار چيز است: نذر کردن گوسفند براي فقرا، خواندن حديث کساء به طور پي در پي، پرداختن صدقه و ختم صلوات (آيت بصيرت، ص ۶۸). آنگاه که هواپيماهاي دشمن شهرهاي ايران را بمباران مي&zwnj;کرد، امام جمعه درود خدمت آقا (آيت&zwnj;الله بهاءالديني) رسيده، حملات بسيار دشمن را مطرح کرد. آقا دستور قرائت &laquo;حديث کساء&raquo; را مي&zwnj;فرمايند. چندي بعد خبر آوردند که هواپيماها مي&zwnj;آيند و تنها شهر را دور زده، از منطقه خارج مي&zwnj;شوند. تا اين که يک روز هواپيماي دشمن هنگام حمله به شهرستان بروجرد مورد اصابت نيروهاي اسلام قرار مي&zwnj;گيرد. خلبان هواپيما با چتر خود را نجات مي دهد و پس از اسارت مي&zwnj;گويد: &laquo; مأموريت من انهدام کارخانه سيمان درود بود، ولي وقتي نزديک شهرستان مي&zwnj;شدم هر چه نگاه به پايين مي&zwnj;انداختم جز آب چيز ديگري از مردم و يا کارخانه نمي&zwnj;ديدم&raquo;. (آيت بصيرت، ص 122)  حضرت آيت&zwnj;الله مبشر کاشانی: چون از آن به کرات اثر ديده شده است، در اعتبار آن ترديدي نيست. مرحوم آيت&zwnj;الله بهاءالديني بسيار به آن معتقد بودند. هنگامي که ايشان در بيمارستان بستري بودند، به اتفاقي جمعي از دوستان به بيمارستان رفته و حديث کساء را براي شفاي ايشان خوانديم و ايشان شفا يافتند. (استفتاء شخصي)
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:20:11 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عاشورا، حجاب و عفاف</title>
<link>https://pasokhgo90.loxblog.com/عاشورا-حجاب-و-عفاف</link>
<guid>https://pasokhgo90.loxblog.com/عاشورا-حجاب-و-عفاف</guid>

<description><![CDATA[
نهضت حسینی از زوایای مختلف قابل نظر، تأمل و درس آموزی است. این حادثه شگفت تا کنون بیشتر از زاویه ظلم ستیزی، زیر بار زور نرفتن، تن به ذلت ندادن بررسی می شدو ارزش الگویی آن به عنوان مبارزه ای تمام عیار که در آن تمامی مقررات جنگی وتاکتیکهای نظامی به کار رفته و در طی آن، سپاه امام، با نیروی اندک که بسیار کمتر از 1%نیروی دشمن بوده ساعتها مقاومت کرده و زیر بار خفت و خواری نرفته، مطرح شده است.
اکنون در نظر داریم از دیدگاه دیگری به نظاره این حادثه سرشار از عبرت بنشینیم وجایگاه حجاب و کرامت زن را در این واقعه بزرگ الهی بررسی کنیم.
&nbsp;
نهضت حسینی از زوایای مختلف قابل نظر، تأمل و درس آموزی است. این حادثه شگفت تا کنون بیشتر از زاویه ظلم ستیزی، زیر بار زور نرفتن، تن به ذلت ندادن بررسی می شدو ارزش الگویی آن به عنوان مبارزه ای تمام عیار که در آن تمامی مقررات جنگی وتاکتیکهای نظامی به کار رفته و در طی آن، سپاه امام، با نیروی اندک که بسیار کمتر از 1%نیروی دشمن بوده ساعتها مقاومت کرده و زیر بار خفت و خواری نرفته، مطرح شده است.
اکنون در نظر داریم از دیدگاه دیگری به نظاره این حادثه سرشار از عبرت بنشینیم وجایگاه حجاب و کرامت زن را در این واقعه بررسی کنیم.
&nbsp;
1ـ تدبیر امام حسین(ع) در
&nbsp;حفظ امنیت اهل بیت و جلوگیری از تعرض دشمنان به آنان
الف: کندن خندق در اطراف خیمه ها برای
&nbsp;جلوگیری از نفوذ دشمن
حضرت دستور داد چادرها و خیمه ها را به هم نزدیک کنند و در اطراف خیمه ها خندقی حفر کنند و در درون آن خاشاک، هیزم و نِی بریزند تا هنگام شروع جنگ، خندقها را مشتعل سازند و دشمن، تنها از یک طرف با آنها بجنگد. به هر حال، مسأله حفر خندق و یا وضع خاشاک در آن وضع بحرانی با تعداد نفرات کم، علاوه بر نشان دادن تاکتیکهای نظامی حضرت اباعبداللّه (ع)، نشانه دقت ایشان در حمایت از اهل بیت خویش است.
مرحوم شیخ مفید در کتاب ارشاد می نویسد: &laquo;وَ اَمَر بِحَطَبٍ وَ قَصَبٍ کان من وراء البیوت ان یترک فی خندق کان قد حُفِرَ هناک وان یُحرَقَ بالنار مخافة ان یأتوهم منورائهم&raquo;(1)
حضرت اباعبداللّه دستور داد هیزمها ونی ها را از پشت خیمه ها به درون خندقی که حفر شده بود بریزند و آن را به آتش بکشند تا دشمن نتواند از پشت سر بیاید.
آیا خندق، شب عاشورا کنده شد یا قبل از آن؟ آیا به دست لشکریان حضرت کنده شد یا از قبل آماده بوده است؟ از عبارت ارشاد معلوم نمی شود. شاید خندق از قبل بوده و مسیر سیلاب و امثال آن بوده و حضرت آنجا را برای خیمه زدن انتخاب کرده تا در موقع مناسب از خیمه استفاده کند و ممکن است آن خندق در همان چند روز یا تنها در شب عاشورا حفر شده باشد که در هر دو صورت حاکی از قوت، عزم، اراده و زحمت طاقت فرسای حضرت واصحابش است.
&nbsp;ب: برپا ساختن خیمه ها به صورت
&nbsp;نزدیک به هم و تو در تو ساختن طنابهای آنها و بالاخره هلالی قرار دادن آنها
حضرت از حفظ امنیت خیمه ها لحظه ای غافل نشد و علاوه بر دستور آتش زدن هیزمهای خندق، در شب عاشورا فرمان داد تا خیمه ها را به هم نزدیک کنند تا دشمن نتواند از لابه لای خیمه ها رد شود.
شیخ مفید این حادثه را از قول حضرت سجاد(ع) چنین نقل می کند: در شب عاشورانشسته بودم و عمه ام زینب به پرستاری من مشغول بود. پدرم و جُوْیَنْ ـ که قبلاً غلام ابوذر بود ـ به کناری رفتند و او شمشیر پدرم را اصلاح می کرد و پدرم اشعار &laquo;یا دَهْرُ اُفٍّ لَکَ مِنْ
خَلیلِ ...&raquo; را می خواند و تکرار می کرد تا من مراد پدرم را دریافتم [اشعار از بی وفایی دنیا وکشته شدن افراد خبر می داد] و دانستم که بلا نازل شده است. عمه ام نیز شنید و به گریه افتادو از جا پرید. در حال حرکت جامه اش به زمین می کشید، به نزد حسین(ع) شتافت و سر به گریه و ندبه گذاشت. حضرت نگاهی به او کرد وفرمود: &laquo;ای خواهر، شیطان بردباری تو را نرباید&raquo; و چشمهای پدرم پر از اشک شد ...سپس حضرت بر صورت زینب آب پاشید و ...آنگاه حضرت از نزد خواهرش به نزد اصحاب رفت و به آنان دستور داد تا خیمه ها را به هم نزدیک کنند و طنابها را در یکدیگر داخل کنندو خودشان بین چادرها واقع شوند و با دشمن از یک طرف مواجه شوند؛ در حالی که خیمه ها پشت سرشان و جانب چپ و راستشان واقع شود و آنان را احاطه کرده باشد مگر از طرفی که دشمن به سوی آنان می آید.(2)
روشن است که تاکتیک نظامی، بسیار دقیق بوده است؛ زیرا علاوه بر خندق که مانع از تجاوز دشمن به خیمه ها می شده، طنابهای چادرها تو در تو واقع می شده تا دشمن نتواند از بین آنها عبور کند و محدوده میدان را نیم هلالی قرار داده اند و خودشان نیز در دهانه آن نیم هلال واقع شده اند و علاوه بر مواجه شدن با دشمن از یک سو از سوی خیمه ها از هر گونه گزند و تجاوز در امان می مانده است.
&nbsp;
ج: سخنان حضرت(ع) در قتلگاه
&nbsp;پس از شهید شدن اصحاب و اقوام، همگان به سوی حضرت اباعبداللّه (ع) حمله ور شدند. هر کس جلو می آمد از حضرت شکست می خورد تا اینکه عمرسعد فریاد زد: این مرد فرزند علیّ است: &laquo;هذا ابن قتال العرب&raquo; &laquo;این فرزند شجاعترین مرد عرب است&raquo;. و دستور داد تا از هر طرف به حضرت حمله کردند و بین او و خیمه ها فاصله انداختند.
در این هنگام امام حسین(ع) فریاد کشید وفرمود:
&laquo;و یحکم یا شیعة آل ابی سفیان! ان لم یکن لکم دین و کنتم لاتخافون المعاد، فکونوا احرارا فی دنیاکم و ارجعوا الی احسابکم اذ کنتم اعرابا. فناداه شمر فقال: ما تقول یا ابن فاطمة؟ قال: اقول: انا الذی اقاتلکم و تقاتلونی، والنساء لیس علیهن جناح فامنعوا عتاتکم عن التعرض لحرمی ما دمت حیا&raquo;(3)
&laquo;وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان! اگر دین ندارید و از معاد هراسی ندارید، در دنیایتان آزادمرد باشید و به حسب و شرافت خود نگاه کنید، چون شما عرب هستید. شمر ندا برآورد که چه می گویی فرزند فاطمه؟ حضرت فرمود: می گویم من با شما می جنگم وشما با من، زنان گناهی ندارند. تا من زنده ام طغیان گران خود را از حرم و اهل بیت من بازدارید.&raquo;
بله حضرت با اینکه می داند تا لحظه ای دیگر هیچ مدافعی برای اهل بیتش نیست وتنها مدافع آنان نیز تا لحظات دیگر از پا درمی آید، ولی باز حاضر نیست ببیند اهل بیتش مورد هجوم دشمن واقع شوند و شرافت عربی آنان را گوشزد می کند تا شاید بدین وسیله آنان را از تعرض به زنان بازدارد. آیا این عمل حضرت درس حمیّت، غیرت و دفاع از تمام خانواده برای تمام مردان جهان نیست؟ آیا دوستداران حضرت نباید برای حفظ خانواده از تعدّی دیگران تلاش کنند؟
&nbsp;
د: شایعه حمله به خیمه ها و تشنه
&nbsp;برگشتن حضرت اباعبداللّه (ع) از فرات
در کتاب مناقب آل ابی طالب، داستانی نقل شده که مضمون آن چنین است:
حضرت اباعبداللّه (ع) پس از تنهایی وکشته شدن اصحاب و یاران، برای رفع تشنگیو تجدید قوا برای جنگیدن، به سوی فرات رفت. صف دشمن را شکافت و خود را به آب رساند. همین که با اسب در شریعه قرار گرفت ودست به سوی آب دراز کرد، یکی از لشکریان عمرسعد فریاد زد:
&laquo;یا اباعبداللّه ! تتلذّذ بشرب الماء و قد هتکت حرمک؟! فنفض الماء من یده و حمل علی القوم فکشفهم فاذا الخیمة سالمة.&raquo;(4)
&laquo;ای حسین، آیا از نوشیدن آب بهره مند شده و لذت می بری در حالی که اهل بیت تومورد تعرض واقع شده اند؟! حضرت آب را از دست ریخت و بر قوم حمله کرد، صف آنان را درید و خود را به خیمه رسانید، دید خیمه ها سالم است و مورد هجوم واقع نشده است.&raquo;
درست است که حضرت می توانست یک لحظه درنگ کند و آب بیاشامد و سپس به سراغ خیمه ها رود، ولی این عمل (ریختن آبو برگشتن با سرعت) نشانگر اوج اهتمام حضرت به حفظ حریم خویش از تعرض بیگانگان است به طوری که آشامیدن آبی که با رنج فراوان خود را به آن رسانیده، در نظرش کم اهمیت جلوه می کند و مهمتر اینکه دشمن نیز از این روحیه امام آگاه است و از آن سوءاستفاده می کند و به دروغ شایع می کند به خیمه ها حمله شده است و این مسأله آن قدر درنظر حضرت مهم است که شایعه آن نیز حضرت را از آشامیدن آب منصرف می کند و به سوی خیمه ها می کشاند.
&nbsp;
2ـ نقش اهل حرم (زنان،
&nbsp;دختران و ...) در حفظ حجابخویش در کربلا و کوفه
اهل حرم یعنی مجموعه زنانی که همراه امام حسین(ع) در کربلا شرکت داشتند. اصرار زیادی بر حفظ حجاب خویش در برابر نامحرمان می ورزیدند و در آن هوای گرم وسوزان، و آن تشنگی و گرسنگی طاقت فرسا، هیچ گاه از پوشش و حجاب غافل نمی شدند که گوشه ای از تلاش آن پاسداران حجاب به عنوان نمونه ذکر می شود.
&nbsp;
الف: فاطمه صغرا و مسأله حجاب
&nbsp;علامه مجلسی در بحارالانوار، حادثه ای را از زبان فاطمه صغرا دختر امام حسین(ع) به این مضمون نقل می کند:
&laquo;جلوی خیمه ایستاده بودم و بر بدن پدر واصحابش که قطعه قطعه شده بودند و مانند گوشتهای قربانی بر زمین ریخته بودند و اسبها بر بدنهای آنان می تاختند، نظر می کردم و فکر می کردم که بنی امیه بعد از کشته شدن پدرم با ما چگونه رفتار می کنند؟ آیا ما را می کشند؟ اسیر می کنند؟ ... ناگهان مردی را دیدم بر اسبی سوار است و با ته نیزه، زنان را می راند وآنان به یکدیگر پناه می برند، و چادرها، مقنعه ها و ... آنها گرفته شده است و فریاد وا محمداه، وا علیاه، وا جداه، وا ابتاه و ... بلند است. قلبم فرو ریخت و بدنم به لرزه افتاد. از ترس او شروع کردم به این طرف و آن طرف به دنبال عمه ام ام کلثوم دویدن. در همین حال ناگهان دیدم که آن سوار به طرف من آمد. با سرعت تمام پا به فرار گذاشتم. فکر می کردم از دست او نجات می یابم.. دیدم به طرف من می آید. از خود بی خود شدم. ناگهان ته نیزه اوبه کتفم خورد. با صورت به زمین خوردم.مقنعه ام را کشید، پرّه گوشم را پاره کرد وگوشواره هایم را برد و خون بر گونه هایم جاری شد و آفتاب بر سرم می تابید. او به طرف خیمه ها برگشت و من بی هوش شدم. ناگهان عمه ام را دیدم که در کنار من قرار گرفته و گریه می کند و می گوید: بلند شو برویم ببینیم بر سر خواهران و برادر بیمارت چه آمده است! بلند شدم و گفتم: &laquo;یا عمتاه! هل من خرقة استربها رأسی عن اعین النظّار؟ فقالت: یا بنتاه وعمتکِ مثلکِ، فرأیتُ رأسها مکشوفة و متنها قد اسود من الضرب&raquo;.(5)
&laquo;ای عمه! آیا پارچه ای هست که سرم را از دید تماشاچیان با آن بپوشانم؟ فرمود: عزیزم عمه تو نیز همانند توست. نگاه کردم دیدم سرش برهنه است و دستش از کتک سیاه شده است. وقتی به خیمه برگشتیم دیدم خیمه وآنچه در آن بوده غارت شده و برادرم علی بن الحسین با صورت روی زمین افتاده و از شدت گرسنگی، تشنگی و مرض، طاقت نشستن ندارد. با مشاهده حال او، ما بر اومی گریستیم و او بر حال ما می گریست.
آری، فاطمه صغرا که تا آن لحظه گرسنه وتشنه بود و پس از شهادت امام حسین(ع) کسی به او و دیگر بازماندگان، آب و غذا نداد بلکه خیمه های آنان را آتش زدند و آنان با حالت تشنگی فرار می نمودند، برخی نیز زخمی شده بودند ولی با این حال فاطمه صغرا(س) با عمه اش شکوه از تشنگی و گرسنگی نکرد بلکه در اولین لحظه که به هوش آمد درخواست پارچه ای برای پوشش خود نمود.
&nbsp;
ب: اهل بیت و درخواست بازگشت
&nbsp;حجابها و پوششها
مرحوم مفید از حمید بن مسلم نقل می کند که گفت: &laquo;به خدا سوگند مکرر می دیدم زنی از زنان یا دختران یا اهل بیت امام حسین(ع) را که چادرش از پشت سر گرفته می شد و کشیده می شد تا بالاخره زن مغلوب می شد و چادر یا لباسش به غارت می رفت؛ تا سرانجام به علی بن الحسین که بسیار مریض بود و در میان رختخواب خفته بود رسیدیم ... و عمر بن سعد آمد. زنان در مقابل او فریاد کشیدند و گریه کردند. لذا او به یارانش گفت: هیچ کدام حق ندارید بر خانه های این زنان وارد شوید ومتعرّض این جوان مریض ـ علی بن الحسین ـ نشوید.
&laquo;زنان از او درخواست کردند که لباسهای غارت شده آنان برگشت داده شود تا خودشان را بپوشانند. و عمرسعد دستور داد که هر کس ازوسایل اینان چیزی برده برگرداند. ولی به خدا سوگند هیچ کس چیزی برنگرداند.&raquo;(6)
باز روشن است که زنان اهل بیت تقاضای آب، نان و هیچ چیز مادی ندارند و تنهاحجابهای خود را می خواهند تا خود را بپوشانندو عمر سعد دستوری می دهد ولی یا دستور جدی نبوده و یا آنان دستور را جدّی تلقی نمی کنند و به هر حال حجاب اهل بیت به آنان برگردانده نمی شود و آنان را مانند اسرای کافر، بدون حجاب وارد کوفه می کنند که داستانورود اسرا به کوفه را از زبان مسلم جصاص(گچ کار) پی می گیریم:
&nbsp;
ج: ورود اسرا به کوفه و نخوردن نان و
&nbsp;خرماهای صدقه
مسلم جصاص می گوید: به تعمیر فرمانداری کوفه اشتغال داشتم که ناگهان صدای فریادهای فراوانی از اطراف کوفه به گوشم رسید. از مستخدمی که به خدمت مشغول بود پرسیدم: چه خبر است و این صداها و فریادها برای چیست؟!
گفت: همین الآن سر طغیانگری را که بر یزید خروج کرده است وارد کوفه کرده اند. گفتم آن خروج کننده اسمش چیست؟ گفت: حسین بن علی!!
هنگامی که مستخدم بیرون رفت، بر سر وصورت زنان، دستهایم را شستم و از درب پشت فرمانداری خارج شدم و خود را به کُناس ـ دروازه ورودی کوفه ـ رساندم.
در آن حال که آنجا ایستاده بودم و مردم در انتظار آمدن اسرا بودند، چهل شتر که زنان اهل بیت و اولاد فاطمه بر آنها سوار بودند وارد شدند ... و اهل کوفه شروع کردند به کودکانی که بر محملها سوار بودند تکه هایی از نان، خرماو گردو بدهند. ام کلثوم فریاد زد: &laquo;یا اهل الکوفة! ان الصدقة علینا حرام&raquo; ای اهل کوفه صدقه بر ما حرام است.
و شروع کرد نان و خرماها را از دست ودهان اطفال برگیرد و به زمین بیندازد.&raquo;(7)
اگر این حادثه و گرسنگی بچه ها و خوردن نان و خرما و عمل حضرت ام کلثوم را کنار عمل دیگری که باز در کوفه اتفاق افتاد و اسرا چادر ومقنعه های اعطایی را قبول کردند بگذاریم، شاید حقیقت بیشتر روشن شود، داستان از این قرار است:
&nbsp;
د: اسرای اهل بیت و قبول کردن
&nbsp;چادرها و مقنعه های اعطایی
سید بن طاووس نقل می کند که عمر بن سعد اسرای اهل بیت را به کوفه برد.هنگامی که نزدیک کوفه رسیدند، اهل کوفه برای تماشای اسرا اجتماع کردند. یکی از زنان کوفی که بر سطحی ایستاده و بر آنان مشرف بود، پرسید: &laquo;مِنْ أیِّ الأساری اَنْتُنَّ؟&raquo; شماها از کدامین اسرا هستید؟
جواب دادند: &laquo;نحن اساری آل محمد&raquo; ما اسرای آل محمد هستیم.
زن از سطح پایین آمد و هر چه چادر، مقنعه، روسری و پارچه ای که داشت جمع کردو به آنان داد و آنان خود را پوشانیدند.&raquo;(8)
سؤال مهم و قابل تأملی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا اهل بیت با آنکه گرسنه بودند نان و خرما را قبول نکردند وحتی از دهان اطفالی که تکلیف هم ندارند، آنها را بیرون کشیدند و بر زمین انداختند ولی چادرو مقنعه ها را قبول کردند؟ آیا نمی خواهند بفهمانند که حجاب اهمیتش بسیار زیاد است وحتی می توان عطیّه ها، بخششها و یا حتی صدقه های دیگران را قبول کرد و با آن خود را از دید نامحرم حفظ کرد؟!
آیا اینها زنان ما را به رعایت حجاب در هر حال و هر موقعیت و با هر وسیله دعوت نمی کند؟!
پرواضح است که حجاب نشانه کرامت وارجمندی زن مسلمان است و زنان عاشوراییو زینب گونه که پیامبران حریت و آزادگی وآیات عصمت و عفت بوده و هستند حفظ کرامت و شخصیت خود را بر همه چیز مقدم می دارند.
&nbsp;
3ـ تلاش اهل بیت در دور
&nbsp;داشتن خود از دید بیگانگان درشام
پس از چند روزی که اسرا در کوفه ماندند، آنان را به سوی شام روانه کردند. در هنگام حمل و نقل اسرا از مکانی به مکان دیگر، آنان را همانند اسرای کفار و گاه بدون پاسداشت حرمت آنان از نظر امکان حفظ کامل حجاب، انتقال می دادند و این کار، اعتراض اهل بیت(ع) و حضرت سجاد(ع) را برمی انگیخته وآنان برای حفظ حجاب از هیچ کوششی فروگذار نمی کردند و حتی اگر لازم بود به خواهشو تمنّا نیز متوسل می شده اند، در حالی که هیچ سراغ نداریم که امام حسین(ع) یا اهل بیت(ع)برای امور مادی به دشمن متوسل شده یا التماس کرده باشند و حتی یک مورد هم پیدا نمی شود که مثلاً امام حسین(ع) از دشمن طلب آب کرده باشد و باز هیچ موردی نمی یابید که اهل بیت(ع) پس از اسارت از دشمن تقاضای نان، آب و سایر امور مادی را داشته باشند ولی دقت در حوادث شام، اصرار اهل بیت بر حفظ پوشش و حجاب و دور نگه داشتن خود را از انظار تماشاچیان روشن می کند و باز بر اهمیت حجاب دلالت می کند. قبلاً تقاضای زنان از عمرسعد در صحرای کربلا ذکر شد که بنا به نقل شیخ مفید:
&laquo;و سألته النسوة لیسترجع ما اخذ منهن لیسترنّ به&raquo;
&laquo;زنان از او خواستند تا آنچه از آنان گرفته شده بازگردانده شود تا خود را با آن بپوشانند&raquo;(9)
اما چون آن خواسته اثری نداشت و دستور عمرسعد کارساز نشد و کسی چادرها و مقنعه ها را بازنگرداند این بار تقاضای خود را به گونه ای دیگر و به فردی دیگر ابراز کردند. اکنون حادثه
ورود اسرا به شام را پی می گیریم.
&nbsp;
الف: تقاضای دور نگه داشتن سرها از
&nbsp;کجاوه ها
سید بن طاووس نقل می کند که &laquo;چون اسرا به دمشق نزدیک شدند، ام کلثوم به شمر نزدیک شد و گفت: از تو درخواستی دارم. شمر گفت: درخواستت چیست؟ گفت: هنگامی که خواستی ما را به شهر وارد کنی از دروازه ای که تماشاچیان آن کمتر باشند وارد کن و به مأموران پیشنهاد کن سرها را از بین کجاوه ها بیرون ببرند و از ما دور کنند، زیرا ما از بس در چنین حالتی و چنین وضعی مورد دید واقع شدیم خوار و ذلیل شدیم. ولی شمر از بس ظالم و یاغی بود، دستور داد سرها را بر نیزه ها در بین کجاوه ها قرار دهند و آنان را با آن حال از بین تماشاچیان عبور داد.&raquo;(10)
از این حوادث، علاوه بر مظلومیت اهل بیت(ع) و اصرار آنان بر پاکدامنی و دوری از نگاه ناظران، پلیدی، خباثت و کفر و کینه بیش از حد مخالفان آنان نیز روشن می شود و معلوم می شود که آنان به کشتن امام و غارت اموالش اکتفا نکردند و با شکستن حریم و آسیب رساندن به حیثیت خاندان وحی اندوه اسیران را بیشتر کردند. آنان در صدد محو آثار اسلام بودند و با این هدف تلاش می کردند حجاب وپوشش شرعی را که یکی از ره آوردهای اسلام برای حفظ صیانت شخصیت زن مسلمان بود بی ارزش و منسوخ نشان دهند. از این روست که با تقاضای ام کلثوم مخالفت می کردند.
&nbsp;
ب: تقاضای حضرت سکینه از سهل
&nbsp;بن سعد
صاحب مناقب از سهل بن سعد نقل می کند که: در مسیر بیت المقدس، به شام رسیدم. دیدم مردم شادند و به یکدیگر بشارت می دهند. زنان به دف زنی و پایکوبی مشغولند. پیش خود گفتم:اهل شام عیدی ندارند که ما ندانیم. از گروهی که کناری ایستاده بودند از علت این شادمانی سؤال کردم ... گفتند: این سر حسین است که از عراق به شام هدیه شده است. گفتم: عجیب!!سر حسین را می آورند و مردم چنین شادی می کنند ... ناگهان اسب سواری را دیدم که بر نیزه اش سری است که بسیار شبیه سر رسول اللّه (ص) است و ناگهان پشت سر اوزنانی را دیدم که بر شتران بدون جهاز سوارند.به اولین نفر آنان نزدیک شدم و عرض کردم:&laquo;ای دخترک، تو کیستی؟&raquo; گفت من سکینه
دختر حسینم. گفتم: حاجتی داری؟ من سهل بن سعد هستم. جدّ تو را دیده ام و سخنش را شنیده ام. گفت: ای سعد! به کسی که این سر به دست او است بگو سر را جلوتر ببرد تا مردم مشغول تماشای آن شوند و چشمشان به اهل بیت رسول اللّه (ص) نیافتد. سهل می گوید:نزد صاحب سر رفتم و گفتم خواسته ای دارم که اگر برآوری چهارصد دینار به تو خواهم داد.گفت: خواسته ات چیست؟ گفتم: این سر را از کجاوه جلوتر ببر، او انجام داد و من آنچه وعده داده بودم به او دادم.(11)
اگر ملاحظه شود که هر دینار طلا یک مثقال بوده است معلوم می شود چهارصد دینار بیش از هزار و پانصد گرم طلا خواهد شد و از اینکه کسی این مقدار طلا می بخشد تا تنها بعضی از زنان اهل بیت رسول اللّه (ص) کمتر مورد دید واقع شوند، اهمیت حفظ حجاب به خوبی روشن می شود.
&nbsp;
ج: اعتراض به سلب پوشش از اهل بیت
وقتی که اسرای اهل بیت(ع) را وارد شام کردند و آنان را به مجلس یزید بردند و او با تکبّر به بیان افتخارات و پیروزیهای خود پرداخت، برخی از اهل بیت(ع) سخنانی گفتند.آنگاه حضرت زینب(س) به پا خاست و با بیان آیاتی از قرآن، استهزاءگری یزید را ناشی از تکذیب آیات الهی، و مهلت دادن خداوند به اورا برای افزون شدن گناهان او، و سرانجام گرفتار شدنش به عذاب الهی دانست و سپس فرمود:
&laquo;اَمِنَ العَدْلِ یا ابنَ الطُلَقاءِ تَخْدیرُکَ حَرائِرَکَ وَ إمائَکَ وَ سَوْقُکَ بَناتِ رسولِ اللّه (ص) سَبایا قَدْ هُتِکَتْ سُتُورُهُنَّ وَ اُبْدِیَتْوُجُوهُهُنَّ تَحدو بِهِنَّ الاعداءُ مِنْ بَلَدٍ اِلی بَلَدٍ&raquo;(12)
&laquo;آیا این عدل است ـ ای فرزندان آزاد شده ـ که تو زنان و کنیزکان خود را در پشت پرده و حجاب نگاه داری و دختران رسول اللّه (ص) در حالت اسیری، در حالی که پوششهای آنان هتک برداشته شده وچهره های آنان آشکار ساخته شده، آنان را دشمنان از شهری به شهر دیگر برانند؟!&raquo;(13)
نکته مهمی که زینب(س) به آن تصریح می کند و از آن سخت آزرده است این است که زنان یزید پوشیده اند و او و زنان دیگر پوشش کامل ندارند و به همین جهت نمی گوید زنان تودر کاخ و اسیران در کوخند یا زنان تو سیر واسیران گرسنه اند بلکه تنها و تنها بر حجاباصرار می کند و این یکی از مهمترین درسهایی است که بانوان ما از نهضت امام حسین(ع)می توانند بیاموزند.
&nbsp;پاورقی:----------------------------------------------------------------------------------------
1ـ شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص95.
2ـ همان، ص93 و 94 ... ثم خرج الی اصحابه فامرهم ان یقرب بعضهم بیوتهم من بعض، و ان یدخلوا الاطناب بعضها فی بعض، و ان یکونوا بین البیوت فیستقبلون القوم من وجه واحدو البیوت من ورائهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم قد حفّت بهم الاّ الوجه الذی یأتیهم منه عدوهم&raquo;
3ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403، ج45، ص51.
4ـ ابو الفرج اصفهانی، مناقب آل ابی طالب، ج4، ص58؛ بحارالانوار، ج45، ص51.
5ـ بحارالانوار، ج45، ص60 و 61.
6ـ الارشاد، ج2، ص112 و 113.
7ـ بحارالانوار، ج45، ص114.
8ـ همان، ص108.
9ـ الارشاد، ج2، ص113.
10ـ بحارالانوار، ج45، ص127.
11ـ همان، ص127 و 128.
12ـ همان، ص134.
13ـ وقتی پیامبر اکرم(ص) مکه را فتح کرد از مشرکانی که قانونا باید اسیر و یا کشته می شدند و سالیانی دراز با پیامبر(ص)مبارزه کرده بودند، پرسید: در باره من چه فکری می کنید؟ گفتند: &laquo;اخ کریم و ابن اخ کریم&raquo; &laquo;برادری بزرگوار و فرزند برادری بزرگوار هستی&raquo; و از تو انتظار کرامت و بزرگواری داریم. حضرت فرمود: &laquo;اذهبوا فانتم الطلقاء&raquo; بروید شما رها وآزادید. (بحارالانوار، ج21، ص132)
اکنون حضرت زینب به آن حادثه اشاره می کند و می فرماید شما در عوض آن نعمت آزادی که پیامبر(ص) به شما داد، دختران اورا اسیر کرده، از شهری به شهری می رانید!
در آستانه محرم مهرماه 1393]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:20:11 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

